سارا محمدی، روزنامه نگار در یادداشتی برای صفحه ناظران درباره آتش سوزی حسن آباد و اسناد منتسب به دکتر مصدق و آیت الله کاشانی نوشته است.
“در آتشسوزی روز چهارشنبه میدان حسنآباد بیش از ۷۰۰ دفتر از دفاتر جاری این دفترخانه سوخت که علاوه بر این تعداد، اسناد ارزشمندی از جمله سندهای مربوط به آیتالله کاشانی و دکتر مصدق نیز طعمه حریق شدهاند.” این خبر را علیرضا پناهی، سردفترِ دفترخانه شماره ۳۹ تهران، بعد از آتش سوزی میدان حسن آباد اعلام کرد.
جدا از آسیبهایی که به میدان تاریخی حسنآباد وارد شد، بخشی از اسناد ثبتی تاریخی و میراث مکتوب موجود در دفترخانه که شامل “رونوشت وصیتنامه محمد مصدق”، “سندهای انتقالی و شخصی” آیت الله کاشانی و “بسیاری از سندهای تاریخی مربوط به مسجد امام خمینی تهران” ( مسجد شاه سابق) بود.
این ادعا را اما سازمان میراث فرهنگی رد کرد. محسن شیخالاسلام، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان تهران درباره خبر از بین رفتن اسناد تاریخی مذکور گفت که “سوختن این اسناد متوجه میراث فرهنگی و تاریخی نیست؛ ضمن آنکه تاریخی بودن این اسناد را تکذیب میکنیم.”
شیخالاسلام این طور توضیح داد که “ممکن است این اسناد مربوط به مهر یا گواهی امضا و یا سند انتقال ملک شخصی آیتالله کاشانی و دکتر مصدق باشد و هیچ ارتباطی به اسناد تاریخی مربوط به این دو شخصیت ملی ما ندارد.”
با این وجود محمد حسن طالبیان معاون میراث فرهنگی سازمان میراث فرهنگی با اطمینانِ مقام بالادستی خود درباره تاریخی نبودن این اسناد اظهارنظر نکرد. طالبیان تقریبا یک هفته بعد از وقوع این آتشسوزی گفت که منتظر گزارش تیم کارشناسی دفتر کل میراث فرهنگی و مجموعه شهرداری روی موضوع آتشسوزی میدان حسنآباد و علل وقوع آن هستند تا مشخص شود که “چگونه باید کاربریهای مزاحم همچون انبارها را از مجموعه تاریخی میدان حسن آباد خارج کرد” و همچنین این گزارش قرار است “چیستی اسناد تاریخی سوخته” را هم مشخص کند.
مهدی نجفپور، روابط عمومی کانون سردفترداران و دفتریاران هم درباره اهمیت اسنادی که از دکتر مصدق سوخته است، گفت: “همه اسناد رسمی کشور رونوشتی دارند که در دفترخانه نگهداری میشوند و اسنادی که از دکتر محمد مصدق و آیتالله ابوالقاسم کاشانی در حادثه روز چهارشنبه سوختند مربوط به ملک یا زمینی بوده که خریداری کردهاند و رونوشت آن در دفاتر جاری ثبت شده است. بنابراین جزء اسناد مهم به شمار میآیند زیرا مشخص میکند که این دو تن چه داراییهایی داشتهاند یا چه معاملاتی را انجام دادهاند. ضمن این که سندهای مهم تاریخی مربوط به دوران معاصر و از افراد صاحبنام کشور بودهاند.”
مانع ۸۰ میلیونی
دفترخانه شماره ۳۹ به خاطر قدمت ۹۰ سالهاش و اینکه اولین دفترخانه ثبت اسناد رسمی تهران قبل از افزوده شدن ری و شمیرانات به تهران بود خود نیز به نوعی میراث تاریخی از دست رفته در این آتشسوزی محسوب میشود.
این دفترخانه که در زمان محمد مصدق دفترخانه شماره یک نامیده میشد به دلیل رابطه فامیلی نزدیک مصدق با سردفتر آن، حسن عنایت، محل ثبت همه اسناد او بود. از طرف دیگر به دلیل نزدیکی این دفترخانه با ساختمان نخستوزیری و دیگر ساختمانهای مهم حاکمیتی در آن زمان، سندهای مهمی در این دفترخانه به ثبت رسیده بود که حالا دیگر اثری از آنان به جای نمانده است.
درباره علت آتشسوزی هنوز خبری قطعی در دست نیست و گمانهزنیها حتی آتشسوزی عمدی را هم غیرمحتمل نمیداند. اما علت اینکه چرا اسنادی که به ادعای صاحب دفترخانه مهم و تاریخی بودند در محلی ناایمن و در معرض خطر نگه داری میشدند را میتوان در خلال توضیحات پناهی یافت. هزینه اسکن این اسناد گویا مانع اصلی بر سر راه حفظ نسخه دیجیتال آنان بود. به گفته پناهی “سازمان ثبت اسناد و املاک باید این سندها را اسکن میکرد تا به صورت الکترونیک ثبت شوند اما چون هزینه اسکن فراوان بود دفاتر بایگانی را اسکن نکردند … گفتند که باید ۸۰ میلیون تومان هزینه شود و بودجهای برای این کار ندارند.”
به نظر میرسد که در صورت اختصاص بودجه روال بر این بود که نسخه دیجیتال از اسناد تهیه شده و حفظ شود و خود اسناد نیز بعد از بررسی به کتابخانه و موزه اسناد ایران منتقل شوند.
در کتابخانه ملی در سازمان اسناد و کتابخانه ملی ، دو میلیون و ۷۰۰ هزار جلد کتاب، پنج میلیون نشریه، چند صد هزار نقشه و منابع غیرکتابی از جمله فیلم، میکرو فیلم و آلبوم های عکس از تاریخ و چند صد میلیون سند مربوط به ۷۰۰ سال قبل تا امروز نگهداری می شود.
درباره علت آتشسوزی هنوز خبری قطعی در دست نیست و گمانهزنیها حتی آتشسوزی عمدی را هم غیرمحتمل نمیداندچرا اسناد مهمند؟
چنانچه گفته شد تنها مدعیِ اهمیت این اسناد سردفترِ دفترخانه شماره ۳۹ است، کسی که پیش از این نیز با توجه به اهمیت اسناد در صدد ثبت و انتقال آن به سازمانها و مراجع مرتبط بود و نتوانست کاری از پیش ببرد. گزارشها خبری از کارِ کارشناسی روی این اسناد توسط سازمان اسناد کشور یا سازمان میراث فرهنگی به دست نمیدهد و تلاش برای فهم “چیستی” آنان هم چنانچه طالبیان مدعی شد، حال بعد از تبدیل شدن این سندها به خاکستر، به فرض امکان، بیفایده است.
نسخ سوخته در آتشسوزی حسن آباد، با فرض اینکه نسخه یگانه و اصل از اسناد مورد بحث بوده باشد، ارزشی تاریخی و تحقیقی برای واکاوی آن دوره از تاریخ ایران دارد. یکی از راههای بازخوانی دقیق تاریخ معاصر ایران، با توجه به روایات قلب شدهی فراوان موجود، بیرون کشیدن آن از بین خطوط همین اسناد است.
محمد مصدق و ابوالقاسم کاشانی رهبران اصلی جنبش ملی شدن نفت بودند که پس از اختلافاتی با کودتای بیست و هشتم مرداد مصدق از نخست وزیری عزل و زندانی و تبعید شد و اسفند ۱۳۴۵ درگذشت. آقای کاشانی هم در اسفند ۱۳۴۰ درگذشت.
از: بی بی سی