؟

منبع تصویر، GETTY IMAGES
پیام یونسیپور، خبرنگار ورزشی ایران وایر
جملهای که عرفان ثابتی، پژوهشگر و مترجم حوزه فلسفه و جامعهشناسی، در صفحه ایکس (توییتر سابق) خود منتشر کرد، ساعاتی پس از مسابقه فوتبال ایران و قطر، بارها بازنشر شد.
آقای ثابتی به نقل از میکولا ریابچوک، رئیس پیشین انجمن قلم اوکراین، نوشته بود: «نباید از یاد برد که هر بار که ارزشها را فدای منافع کنیم با این خطر مواجهایم که در نهایت هر دو را از دست بدهیم.»
این عبارت مورد توجه گروهی از کاربران ایرانی قرار گرفت که از حذف تیم ملی فوتبال ایران در جام ملتهای آسیا نه تنها غمگین نبودند که خوشحال هم بودند.
در نقطه مقابل، گروهی دیگر دفاع و حمایت از تیمی را، که زیر پرچم ایران در رقابتهای بینالمللی حاضر میشود، بدون در نظر گرفتن هر نوع گرایش سیاسی یا تفکر اجتماعی، «وطن دوستی» میدانستند و از رویکرد گروه مقابل انتقاد میکردند.
تا پیش از جام جهانی قطر سابقه نداشت که تیم ملی فوتبال ایران، پس از شکست خوردن، گروهی را شاد و گروه دیگری را غمگین کند، تیمی که سال ۱۳۷۶ با صعود به جام جهانی میلیونها ایرانی را به خیابانها کشید و پس از آن جشنهای خودجوش برای صعود به جامهای جهانی به بخشی از تعریف وطندوستی مردم ایران تبدیل شد. اما این تیم از پارسال در موقعیتی قرار گرفته است که برای شکستهایش گاه شاهد جشنهای پراکنده در شهرهای ایران بودهایم.
چرا خیابانی یک دقیقه سکوت کند و چرا احمدی فریاد بزند؟
جواد خیابانی، گزارشگر و مجری مسابقات و برنامههای فوتبال در صداوسیمای جمهوری اسلامی، در تیر ۱۴۰۲ در برنامهای که به مناسبت روزهای محرم تهیه میشد، برای نخستین بار فاش کرد که دلیل سکوتهای ممتدش در زمان گزارش صحنههای گل ایران در بازی با آمریکا در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه، «دستور مقامات» بوده است.
او با تاکید بر اینکه شخص «امرکننده» را نمیشناخته است، گفت: «به من گفتند که نباید بازی با آمریکا را هیجانی گزارش بکنی، چون دوباره مردم به خیابان میروند و ۸ آذر دیگری رخ میدهد.»
اشاره آقای خیابانی به «۸ آذر دیگر» به سال ۱۳۷۶ و روزی است که ایران با تساوی ۲ بر ۲ مقابل استرالیا موفق شد پس از ۲۰ سال به جام جهانی فوتبال صعود کند.
در شرایطی که بخشی از بدنه حکومت ایران بابت حضور دوباره مردم در خیابانها، صرفا برای جشن گرفتن پیروزی، نگرانیهایی امنیتی داشت، حالا به وضعیتی رسیدهایم که محمدرضا احمدی، دیگر گزارشگر صداوسیمای ایران، برای تهییج مردم به حمایت از تیم فوتبال، هنگام گزارش بازیهای ایران در جام ملتهای آسیا بارها فریاد میکشید؛ فریادهایی که منتقدان آن را «تصنعی» دانستهاند.
گزارشهای او در جریان رقابتهای جام ملتهای ۲۰۲۳ قطر، واکنشهایی بیشتر منفی و توام با انتقاد به همراه داشت.
رسانه «ورزش مدیا» در ایران، پس از حذف تیم ملی فوتبال مقابل قطر در مطلبی با عنوان «گریه کن احمدی؛ پایان نعره درمانی»، گزارشهای این گزارشگر را «مجیزگویی» و «اغراقآمیز» خواند و کنایههایش به حریفان تیم ملی را «بیادبانه» دانست.
چند صدمتری دورتر از جایگاه گزارشگر اعزامی صداوسیما به قطر، تماشاگرانی حضور داشتند که گزینشی و از طرف حکومت برای حضور در ورزشگاههای قطر از ایران اعزام شده بودند. تماشاگرانی که وضعیت ظاهری، لباسهای یکدست و اعمالی نظیر خواندن نماز جماعت در محوطه ورزشگاه قبل از بازی تقریبا شکی باقی نگذاشت که فرستادههای حکومت برای «تسخیر سکوها» هستند.
چه تلاش سازمان صداوسیما برای تهییج مردم به عشق ورزیدن به تیم ملی و چه اعزام تماشاگرانی که در رسانهها با نام «هواداران سازمانی» معرفی میشدند، غیرمستقیم این پیام را به بخشی از جامعه ایران میداد که شاید این تیم، جایگاه گذشته خود را در جامعه از دست داده است.
این تیم ملی است یا تیم حکومتی؟

منبع تصویر،GETTY IMAGES
مهدی طارمی ۱۴ دی در اردوی آمادهسازی تیم ملی در جزیره کیش به خبرنگاران گفته بود که احساس میکند هنوز «جامعه ایران» باور نکرده است که رقابتهای جام ملتهای آسیا بهزودی آغاز خواهد شد.
منتقدان تیم ملی، بخشی از این اعتقاد را به نوع رفتار بازیکنان در زمان اعتراضهای سراسری در روزهای پایانی شهریور، پاییز و زمستان ۱۴۰۱ مرتبط میدانستند؛ زمانی که سرکوب، بازداشت و حتی اعدامها در ایران شدت گرفته بود و بخشی از جامعه از چهرههای شناخته شده فرهنگی، ورزشی و اجتماعی، طلب همراهی و حقیقتگویی میکردند.
گروهی دیگر، چه در زمان برگزاری جام جهانی ۲۰۲۲ قطر و چه در جام ملتهای ۲۰۲۳ معتقد بودند که نباید بازیکنان تیم ملی را در قامت «کنشگرهای سیاسی» دید. این گروه، تیم ملی را متعلق به کشور و نه حاکمیت تعریف میکردند و معتقد بودند که این تیم در رقابتهای بینالمللی، نماینده کشور ایران است، نه نظام جمهوری اسلامی.
رفتار حاکمیت اما گاهی این تعریف را تغییر میداد. دعوت از بازیکنان تیم ملی پیش از سفر به جام ملتهای آسیا برای دیدار با حسین سلامی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، از شاخصترین این اقدامات بود.
منتقدان، معتقد به مصادره شدن تیم ملی از سوی تمامیت نظام بودند و حضور بازیکنان در ضیافت حسین سلامی را همسو شدن این بازیکنان با بخشی از بدنه جامعه میدانستند که به صورت مستقیم در سرکوب اعتراضها دست داشتند.
از طرف دیگر، واکنش بازیکنان تیم ملی پس از جام جهانی هم واکنشبرانگیز شده بود. فروردین ۱۴۰۲ علیرضا جهانبخش، در گفتوگو با عادل فردوسیپور، در پاسخ به انتقاد از سکوت بازیکنان در قبال آنچه در ایران رخ میداد، گفت: «آن روزها مردم هم داشتند زندگیشان را میکردند.»
علیرضا جهانبخش از جمله بازیکنانی بود که در کنفرانسهای خبری پیش از بازیهای تیم ملی ایران در جام جهانی از واژه «سیاسی نبودن» بازیکنان در رابطه با پاسخ ندادن به سوالات خبرنگاران در قبال سرکوب اعتراضها استفاده کرده بود.
در عین حال همزمان با جنگ در غزه، جهانبخش و بعضی بازیکنان تیم ملی در صفحات اجتماعی خود، با مردم فلسطین همدردی کردند.
بازیکنان تیم ملی فوتبال ایران سهشنبه ۲۵ مهر ۱۴۰۲ با چفیه برای دیدار مقابل قطر در تورنمنت چهارجانبه اردن وارد زمین شدند. شجاع خلیلزاده، مدافع ایران، در رقابتهای جام ملتهای آسیا پس از گلزنی مقابل تیم فلسطین، به دلیل «احترام به مردم غزه» از شادی پس از گل خودداری کرد درحالی که بازیکنان فلسطینی هرگز خوشحالی پس از گل را به دلیل مشابه آقای خلیلزاده، کنار نگذاشتند.
دیکتاتورها مصادره میکنند

منبع تصویر،GETTY IMAGES
تفاوت دیدگاهها البته کمشمار نیست. بخشی از جامعه هواداری فوتبال ایران مدعیاند که براساس حقیقتی تلخ، در آینده، در تاریخ فوتبال آسیا حذف تیم ملی ایران از مرحله نیمهنهایی جام ملتهای ۲۰۲۳ قطر را به نام «فوتبال ملی ایران» مینویسند، نه نظامی که بر جامعه ایران حکومت میکرد.
این دیدگاه زمانی بیشتر خودنمایی میکند که بدانیم استفاده حکومتهای تمامیتخواه از تیمهای ملی فوتبال یا ورزشکاران شناختهشده و شهیر، مسبوقبهسابقه است.
به عنوان نمونه، به حکومت نظامی آرژانتین در دهه ۱۹۷۰ میلادی اشاره میشود. بعضی میگویند که امروز، از قهرمانی تیم ملی آرژانتین در جام جهانی ۱۹۷۸ یاد میشود، نه آنچه در دوران دیکتاتوری نظامی وقت بر مردم این کشور گذشت.
تاریخ مکتوب و شفاهی، اما، میگویند که در لحظاتی که دنیل پاسارهلا، کاپیتان تیم ملی آرژانتین، جام قهرمانی رقابتهای جام جهانی آرژانتین را بالای سر میبرد، بسیاری از مردم نمیدانستند در فاصلهای کمتر از دو کیلومتر دورتر از ورزشگاه میزبان فینال، مدرسه «مکانیک نیروی دریایی»، بازداشتگاهی شده بود برای شکنجه شهروندانی با عقیدههای سیاسی مخالف حکومت.
منتقدان تیم ملی فوتبال ایران میگویند عصر کنونی، به واسطه انفجار اطلاعرسانی در رسانههای نوشتاری، شنیداری و دیداری، با سالهای دهه ۱۹۷۰ میلادی تفاوتهایی عمده دارد.
موافقان این تیم اما معتقد هستند به رغم تلاشهای حکومت برای مصادره این مجموعه، بایست به این بازیکنان برای پیدا کردن راه خود کمک بیشتری میشد.
مجموع این تناقضها، به لحظهای میرسد که مهرشاد سماک، برادر مهران سماک، از کشته شدههای اعتراضهای سراسری ۱۴۰۱، پس از حذف ایران مقابل قطر، ویدیویی از حضورش در محل کشته شدن برادر خود منتشر کرد و گفت: «خوشحالم که حذف شدیم.»
مهران سماک شهروند اهل انزلی بود که پس از شکست تیم فوتبال ایران مقابل آمریکا در جام جهانی، در خیابانهای انزلی با «بوق زدن» شادمانی کرد و به ضرب گلوله نیروهای امنیتی کشته شد. در روزهای گذشته و پیش از بازیهای تیم ملی ایران در قطر، تصویر او بارها در شبکههای اجتماعی منتشر شد.
از: بی بی سی