
ولسوالی فیضآباد، استان بدخشان / ۱۲ ژوئن ۲۰۲۵ © AFP – OMER ABRAR
شیلا نوری، رئیس و بنیانگذار انجمن زنان افغانستان در فرانسه که در دهه ۱۹۸۰ و همزمان با اشغال افغانستان توسط شوروی، کابل را ترک کرده و اخیرا برای نخستینبار پس از بازگشت طالبان به قدرت، به افغانستان سفر کرده است، در گفتوگو با رادیو بین المللی فرانسه (ارافای) از مشاهدات و تجربیاتش پیرامون وضعیت زنان در این کشور میگوید.
ارافای: تحت چه شرایطی به افغانستان سفر کردید؟
شیلا نوری: من با گذرنامه فرانسویام به افغانستان رفتم. چون محل تولدم در گذرنامه افغانستان ذکر شده، نیازی به ویزا نداشتم. این اولین بار بود که تحت حاکمیت طالبان به کشور سفر میکردم و نمیدانستم آیا اجازه ورود خواهم یافت یا نه اما در نهایت موفقیت آمیز بود و در فرودگاه مشکلی نداشتم. هدفم این بود که با سفر در سراسر کشور، از منظر روانی و انسانی وضعیت افغانستان را بررسی کنم. از پانزده شهر و استان بزرگ بازدید کردم و نه تنها با زنان زیادی بلکه با دختران، پسران و مردان هم گفتوگو داشتم… میخواستم دیدگاه همه را بدانم.
ارافای: آیا با محدودیت خاصی مواجه شدید؟
پوشیدن برقع رسماً اجباریست اما در عمل، همه آن را رعایت نمیکنند. من با روسری و یک تونیک سیاه بلند به آنجا رفتم و بسیاری از زنان افغانستانی هم همینطور لباس پوشیده بودند. با این حال، ماسک کووید اجباری بود. وقتی از زنان پرسیدم، اکثر آنها گفتند: “گرمای هوا را میبینی؟ این، روش ما برای مقاومت است”.
همچنین در تمام طول سفر، یک “محرم” همراه من بود.
ارافای: آیا شما نوعی مقاومت در میان زنان افغانستانی احساس کردهاید؟
از نظر من، مقاومت در افغانستان به وضوح از سوی زنان است. اینجا در فرانسه، تصور عمومی این است که زنان افغانستانی اجازه ندارند از خانههایشان بیرون بروند، مگر با یک محرم. اما [در افغانستان] به من گفته شد: “تو شخصیت زنان افغانستانی را میشناسی، آنها [طالبان] نمیتوانستند همه ما را خانهنشین کنند”.
بنابراین، برخی زنان با وجود همه اینها، حتی اگر محرمی نداشته باشند، بیرون میروند و طالبان تا حدی این را تحمل میکند. اما نیروهای وزارت امر به معروف [پلیس امنیت اخلاقی] اصلاً تحمل نمیکنند.
ارافای: نیروهای وزارت امر به معروف چه کسانی هستند؟
ویدیوهای زیادی در شبکههای اجتماعی پخش میشود که نشان میدهد آنها زنان را در ملاء عام کتک میزنند. مثلاً به این دلیل که ماسک خود را به درستی نزدهاند. آنها هر بهانهای برای توبیخ پیدا میکنند. آدمربایی هم وجود دارد.
من در بامیان به آنها برخوردم. میخواستم حتما از دریاچه بند امیر دیدن کنم. پس از پرداخت ورودی، زمانی که محرم من خودرو را پارک میکرد، مانند یک “اروپایی” رفتار کردم، آنقدر منظره باشکوه بود که بیرون دویدم، تلفنم را برداشتم و به فرزندانم زنگ زدم. حواسم نبود و ناگهان متوجه شدم کسی با من صحبت میکند. دیدم یکی از این افراد با نگاهی مرگبار با صدای بلند تکرار میکند:”طبق دستور امر به معروف، حضور زنان در اینجا ممنوع است”. ناگهان احساس کردم تمام بدنم میلرزد. به او گفتم که با برادرزادهام هستم اما او مدام همان را تکرار میکرد. معمولاً نباید در مقابل آنها ایستاد یا با آنها بحث کرد. برگشتم و آنها تا ماشین دنبالم آمدند.
ارافای: به عنوان یک زن اجازه نداشتید تنها بیرون باشید؟
حتی بدتر. همه مکانهای تفریحی برای زنان ممنوع شده اند. این را در کابل، قندهار و همهجا تجربه کردم.
ارافای: از نظر روانی، زنانی که ملاقات کردید در چه وضعیتی بودند؟
من با حدود پانزده تن از زنان و دختران گفتوگو کردم. وضعیت روانی دختران خردسال بسیار وخیم است چون با خود فکر میکنند در ۱۳ سالگی، از مدرسه محروم میشوند و همه چیز تمام میشود [از زمان بازگشت طالبان، دختران دیگر اجازه ندارند فراتر از دبستان به مدرسه بروند]. آنها شروع به گریه میکنند زیرا اصلاً آیندهای ندارند. ازدواج آنها در نظر گرفته میشود. از آنجایی که آیندهای وجود ندارد، این تنها گزینه برای آنهاست. کسانی که درس میخواندند یا کار میکردند، همگی کاملاً افسرده هستند. آنها به من گفتند: ببین، ما تمام روز در خانه هستیم، بیدار میشویم، آشپزی میکنیم، تمیز میکنیم. تنها کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که برای خرید یا رفتن به خانه یکدیگر بیرون برویم. اما به غیر از این، از صبح تا شب هیچ کاری نمیتوان انجام داد. از آنجا که مادران اجازه بیرون رفتن ندارند، کودکان هم خانهنشین شدهاند.
ارافای: آیا این زنان امیدی به مهاجرت دارند؟
تمام چیزی که الان رویای آن را دارند رفتن است. اما گرفتن گذرنامه از قبل هم پیچیده تر شده است. از سال ۲۰۲۳، پاکستان همه افغانستانی ها را به کشورشان برمیگرداند و هزینه ویزا که قبلاً ۸۰۰ دلار بود، اکنون به ۵۰۰۰ دلار هم میرسد. هر اقدامی برای جلوگیری از خروج مردان و زنان افغانستانی از کشور انجام میشود.
ارافای: آیا با زنانی که به کار یا تحصیل ادامه میدهند هم ملاقات کردهاید؟
من هیچ زنی را ندیدم که درس بخواند. اما زنانی که کار میکنند، چرا. در همه جاهایی که نیاز به بازرسی بدنی بود، زنان حضور داشتند چون فقط زنان میتوانند زنان را بازرسی کنند. در فرودگاه هم کارکنان گیشههای مهاجرت زن بودند.
ارافای: و البته کودکان هم از این وضعیت رنج میبرند…
بله، بیشترین چیزی که من را تحت تأثیر قرار داد، کودکان بودند. چون ما زیاد در مورد زنان صحبت میکنیم، اما در مورد جوانترها کمتر صحبت میشود. باید بدانید که در افغانستان تقریباً هیچ شغلی وجود ندارد و بنابراین همه بزرگسالان بیکار هستند. من متوجه شدم که خیابانها همه جا تمیز هستند. در واقع، این کودکان هستند که تمیز میکنند. من با چند نفر از آنها مصاحبه کردم که به من توضیح دادند والدینشان کار نمیکنند، بنابراین آنها مجبور بودند اجاره خانه را بپردازند. آنها تمام روز زیر آفتاب، بدون کلاه و محافظ، برای مثلاً ۵۰ سنت در روز کار میکنند.
وضعیت انسانی وحشتناک است. کار وجود ندارد و بنابراین مردم با نسیه زندگی میکنند. همه برای پرداخت اجاره خانه بدهکار میشوند، که در اسلام ممنوع است. و این یک دور باطل است. بنابراین وقتی بچهها پول کمی درمیآورند، برای پرداخت اجاره استفاده میشود.
ارافای: واکنش مردانی که ملاقات کردید چه بود؟
خشم را در چشمان پدر سه دختر دیدم که فقیر بود، اما میگفت: “رویای من این بود که دخترانم سختی نکشند، که درس بخوانند و موفق شوند، که به شوهر وابسته نباشند. اما در نهایت، آنها به اندازه همسرم وابسته خواهند شد. امیدوار بودم که آنها پزشک شوند و تحصیلات عالی داشته باشند” و شروع به گریه کرد.
ارافای: آیا آنها تسلیم درماندگی خود شدهاند یا امیدی به آینده دارند؟
آنها میگویند: “اگر امیدمان را از دست بدهیم، خودکشی میکنیم. بنابراین، ما امیدواریم. ما امیدواریم اما برای آیندهای دور”. چهار سال بدون امکان تحصیل، در درازمدت یک فاجعه بزرگ است. پیامی که آنها میخواستند من اینجا منتقل کنم این است که به این رژیم فشار بیاورید و بگذارید کار کنیم، بگذارید درس بخوانیم.
ارافای: شما در مورد سلامت روان صحبت میکردید، اما موضوع سلامت جسمی هم مطرح است. اگر دیگر نتوان دختران را توسط پزشکان مرد درمان کرد و علاوه بر این، آنها دیگر آموزش نبینند، به زودی کسی برای درمان زنان باقی نخواهد ماند.
بله، این نسل از دست رفته است. دیگر پزشک زن نخواهیم داشت. در حال حاضر، چند پزشک زن به کار خود ادامه میدهند اما در دراز مدت، دیگر پزشک زن وجود نخواهد داشت. همه کارها انجام میشود تا اطمینان حاصل شود که دیگر پزشک زن وجود نخواهد داشت.
ارافای: شما از کابل و همچنین از سایر نقاط کشور، از جمله قندهار، جلال آباد و هرات، بازدید کردید. آیا تفاوتی بین پایتخت و سایر شهرها مشاهده کردید؟
باورنکردنی است که هر جا که میرفتم، همان وضعیت را میدیدم. چه در شهرها و استانهای بزرگ، چه روستاهای کوچک، همه چیز یکسان بود. نوعی امنیت وجود دارد که آنها [طالبان] برقرار کردهاند. اما ناامنی نیز به خاطر خود آنها ایجاد شده بود. آنها با به دست گرفتن قدرت و در قالب دیکتاتوری، این شکل از صلح را برقرار کردهاند.
ارافای: اشکال دیگری از مقاومت یا همبستگی که در بین زنان افغانستانی دیدهاید؟
امروز، تمام سالنهای زیبایی و آرایشگاهها بسته شدهاند. با این حال، دیدم که هنوز عروسیهای مجلل زیادی برگزار میشود. وقتی پرسیدم که چطور چنین چیزی ممکن است، برای من توضیح دادند که همه نزد یک نفر جمع شده و خودشان یکدیگر را آرایش کردهاند. آنها گفتند: “ما مثل گذشته عمل میکنیم، اما مخفیانه در خانه. این مقاومت ماست.”
از: ار اف ای