لغو کنسرت همایون شجریان؛ جدال حکومت با لبخند و نغمه

چهارشنبه, 12ام شهریور, 1404
اندازه قلم متن

حمید آصفی

«اگر آزادی سرودی می‌خواند، کوچک‌ترین سرودِ شادی مردم بود.» ـ احمد شاملو

لغو کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی، یک اتفاق ساده فرهنگی نبود؛ بلکه رویدادی است که عمق بحران اعتماد میان مردم و حاکمیت را آشکار می‌سازد. آنچه در ظاهر به «مشکل مدیریتی» یا «اطلاع‌رسانی دیرهنگام» نسبت داده شد، در واقع پرده‌ای از همان هراس ریشه‌دار حکومت از هر شکل اجتماع آزاد مردمی است.

همایون شجریان در اطلاعیه‌ای تلخ و شفاف نوشت که از ابتدا نیز حدس می‌زده چنین سرنوشتی در انتظار این رویداد باشد. چرا؟ چون او و بسیاری دیگر می‌دانند که جمهوری اسلامی نه با موسیقی مشکل دارد، نه با کابل‌های برق و نه با مدیریت جمعیت؛ مشکل اصلی، خودِ مردم‌اند. هر تجمع میلیونی، حتی اگر برای شنیدن آواز باشد، در چشم حاکمان تهدیدی امنیتی است.

سخنگوی شهرداری تهران با صراحت گفت که «فرصت کافی برای تدارک نبوده است». این بهانه، چیزی جز پرده‌پوشی بر یک تصمیم سیاسی نیست. زمان کافی برای بررسی و برنامه‌ریزی وجود داشت، اما نهادهای رسمی در لحظه آخر اعلام کردند که توان مدیریت جمعیت را ندارند. ترجمه ساده این جمله چنین است: ما از جمعیت می‌ترسیم.

این لغو، بخشی از الگویی تکراری است. بارها در شهرهای مختلف، کنسرت‌ها یا برنامه‌های فرهنگی به بهانه‌های مشابه متوقف شده‌اند. در حقیقت، حکومت در برابر شادی و همدلی مردم، حالتی تدافعی به خود می‌گیرد. میدان آزادی، که روزی نماد فریاد آزادی‌خواهی بود، اکنون به میدان ممنوعه بدل شده است؛ جایی که حتی موسیقی نیز اجازه طنین‌اندازی ندارد.

تناقض‌ها نیز از همین‌جا آغاز می‌شود. معاون وزارت ورزش و جوانان همین کنسرت را «فرصتی برای اتحاد ملی» نامید. اما همان فرصت، در عمل به دست شهرداری و نهادهای امنیتی خفه شد. این آشفتگی نشان می‌دهد که حکومت حتی در ساده‌ترین موضوعات فرهنگی، فاقد هماهنگی و اراده است. از یک‌سو شعار همبستگی می‌دهد و از سوی دیگر، راه‌های تحقق آن را با ترس و بدبینی می‌بندد.

لغو کنسرت همایون شجریان، نشان داد که در جمهوری اسلامی شادیِ جمعی جرم است. حکومت در جدالی بی‌پایان با لبخند، با نغمه و با هر چیزی است که می‌تواند مردمی خسته را برای لحظه‌ای به هم نزدیک کند. در چنین فضایی، نه تنها آزادی بیان و اندیشه، بلکه حتی آزادی موسیقی هم به محاق می‌رود.

آنچه لغو شد، فقط یک کنسرت نبود؛ لغو حق مردم برای تجربه شادی مشترک بود. لغو خاطره‌ای احتمالی از همصدایی، لبخند و امید بود. لغو یک رؤیای ساده بود: اینکه در قلب تهران، در میدان آزادی، موسیقی بتواند مرهمی بر زخم‌های جامعه باشد.

این ماجرا به مردم یادآور می‌شود که چرا همچنان در عطش آزادی و رهایی می‌سوزند. زیرا حکومتی که حتی از نغمه و لبخند هراس دارد، چگونه می‌تواند ادعای اعتمادسازی و اتحاد ملی داشته باشد؟ جدال جمهوری اسلامی نه فقط با سیاست و اعتراض، بلکه با شادی و زندگی روزمره مردم است. و همین، عمیق‌ترین اعتراف به بی‌اعتمادی و انزوای آن است.

#حمیدآصفی

https://t.me/hamidasefichannel2

صفحه یوتیوب

https://youtube.com/@hamidasefi-mf3jo


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.