بی بی سی – مسعود آذر

شعلهور شدن دوباره اعتراضات خیابانی در ایران، کمتر کسی را شوکه کرد. مدتهاست کارشناسان سیاسی و اقتصادی از بازگشت «مردم گرسنه» به خیابانها خبر داده بودند و انتظار عمومی و اوضاع بد اقتصادی در ایران نشان میداد که جامعه در آستانه یک انفجار و اعتراض است؛ اعتراضی که فقط زمان و مکان و نحوه جرقه زدن آن مشخص نبود.
به نظر میرسد مجموعهای از فشارهای شدید اقتصادی و بنبست سیاسی، به شکلگیری دور تازه اعتراضات خیابانی انجامیده است.
در روزهای نخست اعتراضات جاری، حکومت و رسانههای وابسته به آن اعلام کردند که اعتراضات مردم را «به رسمیت» میشناسند و آن را کتمان نمیکنند و کوشیدند این اعتراضات را به مطالبات «معیشتی» محدود کنند. با این حال، در ادامه و همزمان با افزایش تنشها و گزارشها درباره برخوردهای خشونتآمیز با معترضان، لحن مقامهای رسمی تندتر شد و در برخی مناطق، خواستار «برخورد قانونی، قضایی و قاطع» با آنچه «اغتشاشگران و مخلان آسایش و امنیت عمومی» خوانده شد، شدند.
در چند روز اول، دولت مسعود پزشکیان از سوی رسانههای منتقد او، مسبب شرایط موجود معرفی میشد و در پوشش رسمی اعتراضات اشارهای به شعارها علیه حکومت و شخص علی خامنهای نشد. با همین رویکرد، سخنگوی دولت خبر داد که در پاسخ به اعتراضات خیابانی «دو راهکار “سبد کالا” و “اعتبار” برای معیشت مردم پیشبینی شده است». راهکاری که تاثیری در خاموش کردن آتش اعتراضات نداشت.
در ماههای اخیر رسانههای داخلی بارها هشدارهای کارشناسان و فعالان اقتصادی و سیاسی را بازتاب دادند که تاکید میکردند عواقب بالا رفتن قیمتها و هزینههای زندگی و نابسامانی بازار کسب و کار، زمینهساز دور جدید اعتراضات مردم خواهد شد.
سعید لیلاز، کارشناس مسائل اقتصادی دو روز پیش از شعلهور شدن اعتراضات خیابانی اخیر گفته بود: «ایران غارت شده و وجود خارجی ندارد. ۴۰ درصد از داراییهای شبکه بانکی ایران (روی کاغذ هست ولی) وجود خارجی ندارد. رشد اقتصادی کشور صفر است».
آقای لیلاز در پنجم دیماه در گفتوگو با خبرآنلاین تاکید کرد که «جمهوری اسلامی ایران به کف مشروعیتش رسیده و فاسد شده است. برای حل مسائل اقتصادی باید اقدامات غولآسا انجام بدهد».
آقای لیلاز یادآوری میکند که در جریان اعتراضات دیماه ۱۳۹۶ تحلیلی ارائه داده بود که بر اساس آن، «جمهوری اسلامی و حضرت آقای خامنهای در برابر یک سوال مهم قرار گرفته است که بین حفظ حکومت و اجزای حکومت، کدام را انتخاب میکند.»
این کارشناس اقتصاد میگوید: «هنوز حکومت به این نتیجه نرسیده است که حکومت مهمتر از اجزایش است و اجزای آن تا بن دندان و مغز استخوان فاسد شده است و همه اجزای نظام در این غارت نقش دارند».
از نگاه کسانی مانند سعید لیلاز، «افراد نظام» برای رسیدن به اهدافشان کشور را به «بنبست» کشاندهاند و حاضرند کشور به هم ریخته شود ولی منافع آنها حفظ شود.
با وجود چنین هشدارهایی که نسبت به اوضاع کشور داده میشود به نظر میآید رهبر جمهوری اسلامی ایران چندان نگران نیست. او در دیدار با مداحان در ماه گذشته (۲۰ آذرماه) وقتی از کشنده بودن گرد و غبار در خوزستان انتقاد شد، گفت: «جمهوری اسلامی در حال پیشرفت است. کمبود زیاد داریم. گرد و غبار خوزستان یکی از کوچکترین (مشکلات) است. اما کشور دارد جلو میرود و پیش میرود».
منبع تصویر، KHABARONLANE
چرا آتش اعترضات دوباره روشن شد؟
مرور اعتراضات سالهای گذشته نشان میدهد که هر موج اعتراضی در ایران با یک محرک مشخص آغاز شده است؛ از شعار «نه به گرانی» در دیماه ۱۳۹۶، تا افزایش قیمت بنزین در آبانماه ۱۳۹۸ و جانباختن مهسا امینی که به شکلگیری جنبش «زن، زندگی، آزادی» انجامید.
نوید کلهرودی، کارشناس مسائل سیاسی معتقد است که اعتراضات اخیر از چهار جهت با نمونههای گذشته متفاوت است.
آقای کلهرودی در گفتوگو با بیبیسی فارسی عامل تعلیق را اولین وجه تمایز اعتراضات اخیر میداند. او میگوید پس از جنگ ۱۲ روزه، جمهوری اسلامی ایران در یک «وضعیت تعلیق» قرار گرفته است. بخشهای بزرگی از جامعه و حکومت منتظر یک اتفاق بزرگ هستند و در عمل کسی کاری نمیکند و تصمیمی گرفته نمیشود.
این استاد مدعو اندیشه سیاسی در دانشگاه تهران عامل دوم را متغیر «سلطنت» میداند و معتقد است که در جریان جنبش مهسا، همه گروههای اپوزیسیون به عنوان مدعی در صحنه سیاسی حضور داشتند، اما در اعتراضات اخیر آنها کنار رفتند و در حال حاضر رضا پهلوی و طرفدارانش خودشان را مدعی و گزینه جایگزین جمهوری اسلامی میدانند و از رفتار حکومت ایران نیز چنین برداشت میشود که رضا پهلوی را خطر و رقیب اصلی و بدیل خودش میداند.
آقای کلهرودی معتقد است کشور در شرایط «گذار» قرار گرفته است و نگرشهای رادیکال در جامعه تشدید شده است و افکار عمومی و اقشار مختلف جامعه از جمله هنرمندان مجبور شدهاند که مرزبندی مشخصی با حکومت داشته باشند. نسل جدید بهخصوص دانشجویان نیز تعلقات سیاسی به جریان اصلاحطلب و اصولگرا ندارند و ناتوانی مسعود پزشکیان در حل مشکلات، آخرین امیدها به بهبود شرایط کشور را به یاس تبدیل کرده است.
آقای کلهرودی با اشاره به وضعیت اقتصادی کشور، اعترضات کشور را «کاملا اقتصادی» میداند و معتقد است که حکومت نمیتواند برخلاف جنبش مهسا، آن را به «دشمن» نسبت دهد.
نوید کلهرودی در پاسخ به این سوال که اعتراضات اخیر با اعتراضات گذشته چه شباهتهایی دارد میگوید: «معترضان مثل گذشته به خیابان آمدهاند و حکومت و نیروهای ویژه نیز میدانند که چگونه اعتراضات را سرکوب و کنترل کنند و اعتراضات را جمع کند».
او معتقد است نیروهای مخالف حکومت در خارج از کشور همچنان منفعل و «صرفا توصیفگر» اتفاقات داخل کشور هستند و «انسجام نیروهای امنیتی همچنان حفظ شده است.»
منبع تصویر،navid_kalahroudii
آیا پزشکیان مقابل مردم میایستد؟
پس از اینکه بازاریان در اعتراض به بالا رفتن قیمت دلار کرکرهها را پایین کشیدند و موج اعتراضات به خیابانها کشیده شد، مسعود پزشکیان در روز سوم اعتراضات (۹ دیماه) با جمعی از فعالان اصناف و بازاریان دیدار کرد و وعده حل و فصل مشکلاتشان را داد.
محمدجواد روح، سردبیر روزنامه هممیهن، سهشنبه ۹ دی ۱۴۰۴ در گفتوگو با انصاف نیوز تاکید کرد که اگر مشکلات اقتصادی و تحریمها رفع نشود «چنین گفتوگوهایی به نمایش و دلداری محدود خواهد شد».
او میگوید: «اینکه رئیسجمهور بهعنوان مسئول اصلی قوهمجریه اعلام میکند صدای معترضان را میشنود، در نگاه نخست اقدامی مثبت است. اما این واکنش زمانی رخ داده که اعتراضات به خیابان کشیده شده است و همین مسئله، نشاندهنده نوعی رویکرد انفعالی و واکنشی است و بلافاصله، این سوال را شکل میدهد که چرا پیش از بروز اعتراض، سازوکار گفتوگو فعال نشده بود».
حدود ۱۸ ماه از حضور آقای پزشکیان در پاستور میگذرد. او از روز نخست ریاست جمهوریاش تا به امروز با اتفاقات و بحرانهای متعدد داخلی و خارجی روبرو بوده ولی به نظر میرسد حالا رو در روی مردم قرار گرفته است.
او یک ماه پیش در ۱۴ آذرماه گفت: «بارها گفتهام اگر قرار باشد کسی مقابل مردم قرار بگیرد من در آن صف نخواهم بود».
سایت خبری و تحلیلی فرارو همزمان با دیدار آقای پزشکیان با اصناف در یادداشتی به آنچه اشتباهات رئیسجمهور خواند اشاره کرد و نوشت اولین اشتباه او نامزدی برای ریاست جمهوری بود چرا که آقای پزشکیان به گفته خودش از نتیجه انتخابات و پیروزیاش «شوکه» شده و گفته بود: «اوایل که دانشگاه پزشکی قبول شدم شوکه شده بودم، مثل همین الان که فکر نمیکردم رئیسجمهور شوم.»
این سایت خبری تحلیلی ایده شعار «وفاق» و «شجاعت نداشتن پزشکیان در تصمیمگیری» و سخنرانیهای فراوان و «حرف درمانی» را از معایب او دانست.
سعید لیلاز، اقتصاددان هم با این برداشت همنظر است و میگوید: «دولت مسعود پزشکیان به امتناع تصمیمگیری رسیده و هیچ تصمیمی گرفته نمیشود. جلسات متعددی برگزار میشود ولی خروجی ندارد. فاقد یک نظام تصمیمگیر است که حتی تصمیمات اشتباه بگیرد.»
۲۱ آذرماه، همزمان با سهنرخی شدن بنزین و افزایش قیمت بنزین «اضطراری» از ۳ هزار تومان به ۵ هزار تومان، برخی روزنامهها از جمله هممیهن با تیتر «شنبه آرام بنزینی» به این تصمیم واکنش نشان دادند؛ تیتری که به آرام ماندن اوضاع، در شرایطی که نگرانی از احتمال بروز ناآرامیهای خیابانی مشابه اعتراضات آبانماه ۱۳۹۸ وجود داشت، اشاره داشت.
عباس عبدی، فعال سیاسی و روزنامهنگار در ۲۴ آذرماه در یادداشتی در روزنامه اعتماد رابطه افزایش قیمت بنزین و اعتراضات مردمی را رد کرد و نوشت: «اعتراض مردم ریشههای دیگری دارد و در حال متراکم شدن است. با تثبیت قیمت بنزین میکوشند که بهانه به دست مردم ندهند، ولی سرچشمه نارضایتی را خشک نمیکنند، در نتیجه نارضایتی بیشتر میشود و دیر یا زود بهانه خود را برای اعتراض به دست میآورند».
منبع تصویر،PRESIDENT.IR
«خیابان» به چشم حکومت
حکومت ایران همواره نسبت به حضور مردم در فضای عمومی و خیابانها حساس بوده است. تجمعات خیابانی زمانی که در حمایت از حکومت برگزار میشوند، با پوشش گسترده رسانههای رسمی همراه هستند، اما هنگامی که این حضور جنبه اعتراضی پیدا میکند، لحن و شیوه برخورد مقامهای رسمی با چنین تجمعاتی تغییر میکند.
در سالهای پس از انقلاب، حکومت ایران علاوه بر اینکه اعتراضات خیابانی را تحمل نکرده، از هر تجمع غیرسیاسی نیز مانند برگزاری کنسرت خیابانی و حتی برگزاری مسابقات فوتبال با حضور جمعیت بالا، اجتناب کرده است.
لغو کنسرت همایون شجریان در میدان آزادی و در مقابل، برگزاری کنسرت شهرداری تهران در میدان انقلاب با تبلیغات گسترده صداوسیما، نمونهای از رویکرد دوگانه در قبال تجمعات عمومی است. این برنامه با استقبال محدودی روبهرو شد و مجسمه «والرین» که همزمان رونمایی شده بود، چند روز بعد از میدان انقلاب جمعآوری شد.
بررسی پوشش رسانهها و خبرگزاریهای داخلی ایران نشان میدهد که اخبار اعتراضات خیابانی جاری در روزهای نخست با ملاحظات خاصی منتشر میشد؛ از جمله حذف یا کمرنگ کردن شعارهای «ساختارشکن» علیه علی خامنهای و استفاده از تیترهایی مانند «دیدار با معترضان»، «برخورد متفاوت دولت وفاق با اعتراض» و «مرزبندی معترضان با سواستفاده دشمنان». در همین حال، صداوسیما نیز خود را «راوی اول میدان» در پوشش اخبار مرتبط با بنزین و بازار ارز معرفی میکرد.
با ادامه حضور معترضان در شهرهای مختلف ایران، به نظر میرسد که وعدههای معیشتی دولت و تعطیلیهای مقطعی به فروکش کردن اعتراضات منجر نشده است. با ادامه اعتراضات، برخی مقامهای رسمی کوشیدهاند میان اعتراضات معیشتی و آنچه «اقدامات تخریبگرانه» میخوانند، تفکیک قائل شوند.
در همین راستا علی لاریجانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفت که مواضع کسبه معترض از «عوامل تخریبگر» جداست و هشدار داد که دخالت خارجی در این موضوع داخلی میتواند به بیثباتی گستردهتر در منطقه منجر شود. اشارهای به واکنش دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که به حکومت ایران هشدار داده است که اگر معترضان را «بکشد»، ایالات متحده «به نجات» معترضان خواهد آمد.
همزمان، محمدجواد حاجعلیاکبری، امام جمعه تهران، در خطبههای نماز جمعه ۱۲ دیماه، نگرانی بازاریان و اصناف نسبت به بیثباتی اقتصادی و افزایش قیمت ارز را «واقعی و بهحق» توصیف کرد و گفت دولت و حکومت این مشکلات معیشتی را به رسمیت میشناسند و حل آن را در اولویت قرار دادهاند. او در عین حال تاکید کرد که اعتراض مشروع باید در چارچوبهای قانونی باقی بماند و هشدار داد که تبدیل مشکلات اقتصادی به بحران امنیتی، به زیان معیشت مردم تمام خواهد شد.
با تغییر لحن بعضی مقامها و رسانههای نزدیک به حکومت ایران و پررنگتر شدن ادبیاتی که معترضان را «اغتشاشگر» میخواند، در صورت تداوم اعتراضات، گسترش جغرافیایی آن و پیوستن اقشار مختلف، شیوه برخورد با معترضان و سیاست رسانهای حکومت ایران بار دیگر در معرض آزمونی جدی قرار گرفته است.
