اشپیگل آلمان: چرا جمهوری اسلامی تا به حال سقوط نکرده است؟

پنجشنبه, 25ام دی, 1404
اندازه قلم متن

مقاله اشپیگل در باره اعتراضات در ایران
چرا رژیم تهران تاکنون سقوط نکرده است

این مقاله بخشی از خدمات SPIEGEL+ است. شما می‌توانید آن را حتی بدون اشتراک بخوانید، زیرا به‌صورت هدیه در اختیار شما قرار گرفته است.

رژیم ایران با شلیک به معترضان و قطع اینترنت، با چنگ و دندان به قدرت چسبیده است. مردم هر روز فقیرتر می‌شوند، حاکمان در سیاست خارجی شکست خورده‌اند، اما نخبگان حاکم همچنان متحد مانده‌اند. این‌ها دلایل آن است.
تحلیلی از کریستوف رویتر

ترجمه با کمک هوش مصنوعی!

صدها هزار معترض، شاید حتی بیشتر، در چندین شهر ایران به خیابان‌ها آمده‌اند. خودروهای پلیس در آتش می‌سوزند، با گلوله جنگی شلیک می‌شود و صدها کشته در سردخانه‌های شهری شمارش شده‌اند. بنا به برآورد فعالان مخالف در تبعید، ۲۵۰۰ نفر کشته شده‌اند که نزدیک به ۱۵۰ نفر از آن‌ها از نیروهای امنیتی رژیم بوده‌اند. شبکه تلویزیونی مخالف «ایران اینترنشنال» حتی از تا ۱۲ هزار کشته سخن می‌گوید.

درباره این موج جدید و شدید اعتراضات در ایران، به‌سختی می‌توان به اطلاعات دقیق دست یافت. از پنجشنبه هفته گذشته، رژیم اینترنت را برای چندین روز به‌طور کامل قطع کرد و خدمات تلفن همراه و حتی تلفن ثابت را نیز تا حد زیادی از کار انداخت. تنها کانال‌های تبلیغاتی حکومت آنلاین بودند و تهدیدها و هشدارهایی را منتشر می‌کردند مبنی بر این‌که ناآرامی‌ها از خارج هدایت می‌شود.

بیش از دو هفته پس از آغاز ناآرامی‌ها، تقریباً همه‌چیز در ایران نشان می‌دهد که قدرت دولتی دیگر نمی‌تواند برای مدت طولانی در برابر هجوم خشم و ناامیدی مردم دوام بیاورد.
تقریباً همه‌چیز.

زیرا از نیروهای شبه‌نظامی سرکوبگر بسیج، یگان‌های به‌شدت مسلح سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و حتی نیروهای پلیس، هیچ گروهی از جداشدگان شناخته نشده است. هیچ ژنرالی تغییر موضع نداده و حتی یک نماینده از مجلس دست‌چین‌شده تاکنون به‌طور علنی وفاداری خود را به نظام پس نگرفته است.

این نظام مدت‌هاست یک «زامبی» است

به گفته کریم سجادپور، استاد دانشگاه جورج‌تاون، این نظام مدت‌هاست یک «زامبی» است: «مشروعیت، ایدئولوژی، اقتصاد و رهبری آن مرده یا در حال مرگ است.» در جنگ دوازده‌روزه ماه ژوئن گذشته، رژیم تحت رهبری علی خامنه‌ای، رهبر انقلاب که از سال ۱۹۸۹ بر سر قدرت است، مجبور شد بپذیرد که ابتدا نیروی هوایی اسرائیل و سپس آمریکا بدون مانع تأسیسات هسته‌ای و پایگاه‌های نظامی ایران را بمباران کردند. شبه‌نظامیان متحد ایران در «محور مقاومت» ــ از حزب‌الله لبنان و حماس در غزه گرفته تا رژیم اسد در سوریه و ده‌ها گروه در عراق، پاکستان و افغانستان ــ که زمانی با ده‌ها میلیارد دلار تقویت شده بودند، از نظر نظامی درهم شکسته شده‌اند و دیگر قادر یا مایل به جنگ نیستند.

در داخل کشور، ارزش پول ملی پس از جنگ ژوئن بار دیگر ۴۰ درصد کاهش یافته و نرخ تورم حدود ۵۰ درصد است. تحریم‌های آمریکا و اتحادیه اروپا رژیم را وادار کرده نفت خود را با قیمت‌های بسیار پایین، عمدتاً به چین، بفروشد. در کنار آن، فساد گسترده و کاهش شدید تولید صنعتی ادامه دارد. افزون بر سرکوب سیاسی عمومی، محدودیت‌های شدید به‌ویژه علیه زنان در زندگی خصوصی خشم مردم را شعله‌ور کرده است: اجبار خشن و مکرر حجاب، گشت‌های خیابانی علیه «پوشش نامناسب»، بازداشت نوجوانان به‌دلیل گوش دادن به موسیقی راک «شیطانی».

و حتی اگر نه خدا، دست‌کم طبیعت نیز علیه جمهوری اسلامی ایران برخاسته است: از تابستان گذشته، کمبود آب به ابعادی فاجعه‌بار رسیده، سدها به گودال‌های پر از لجن تبدیل شده‌اند و حتی در تهران بارها آب لوله‌کشی قطع شده است. کمبود بارندگی و همچنین دهه‌ها سوءمدیریت و اتلاف منابع عامل این وضعیت است.

پس چرا مدافعان این «زامبی» همچنان ــ تا روز چهارشنبه ــ متحد مانده‌اند و ترجیح می‌دهند هزاران شهروند خود را بکشند، به‌جای آن‌که از رژیمی که دیر یا زود محکوم به سقوط است روی برگردانند؟

بارها گفته شد که حکومت اسلام‌گرایان در آستانه سقوط است

این اعتراضات، چهارمین ناآرامی سراسری از سال ۲۰۱۷ تاکنون است. بارها در برابر صحنه‌های دراماتیک گفته شد که حکومت اسلام‌گرایان به‌زودی سقوط خواهد کرد. بخشی از این تحلیل‌ها آرزواندیشی بود، اما بخشی دیگر بر تجربه کشورهایی استوار بود که حاکمانشان نتوانستند ترکیبی از فاجعه و مقاومت را تاب بیاورند. سپس دوباره سکوتی گورستانی بر ایران حاکم شد، بازداشت‌شدگان بیشتری با اتهام‌های مذهبی محاکمه و اعدام شدند.

چه چیزی قدرت آیت‌الله علی خامنه‌ای ۸۶ ساله را بر دولت حفظ می‌کند؟ این‌که بخش بزرگی از کشور عملاً متعلق به حاکمان است، نقشی تعیین‌کننده دارد؛ به معنای واقعی کلمه از نظر مالکیت و سودهایی که نه حسابرسی می‌شوند و نه مالیات می‌دهند. ثروت‌های میلیاردی عظیمی در قالب زمین، شرکت‌ها، انحصارهای قاچاق، پایانه‌های نفتی، فرودگاه‌ها و بنادر شکل گرفته که طبقه‌ای از وابستگان و بهره‌مندان را به وجود آورده است؛ کسانی که در صورت از دست دادن قدرت، همه‌چیز را از دست خواهند داد.

بازگشت به آغاز این موج اعتراضی در ۲۸ دسامبر روشنگر است. آنچه بازاریان ــ گره‌های سنتی اقتصاد ــ را برای نخستین بار پس از دهه‌ها به تعطیلی کشاند، کاهش شدید ارزش ریال و حذف ارز ترجیحی برای واردات بود. این وضعیت صرفاً نتیجه تنگدستی نبود، بلکه تصمیمی آگاهانه از سوی رهبری ایران بود.

امپراتوری‌های پنهان سودهای میلیاردی

به گفته اقتصاددان اسفندیار باتمانقلیچ، ماه‌ها بود که صادرکنندگان مرتبط با رژیم، به‌ویژه در حوزه نفت خام، ارزهای حاصل از صادرات را نگه داشته و روی سقوط بیشتر ریال شرط‌بندی کرده بودند. بانک مرکزی تسلیم شد و نرخ ارز به‌شدت سقوط کرد. افزون بر این، اعلام شد که دولت دیگر ارز یارانه‌ای برای واردات اختصاص نخواهد داد.

در نتیجه، تمام فشار بر دوش واردکنندگان افتاد که دیگر نمی‌دانستند با چه قیمتی بفروشند تا ضرر نکنند و ناچار به افزایش شدید قیمت‌ها شدند. هم‌زمان، پیش‌نویس بودجه سال آینده (از مارس) منتشر شد: برای پروژه‌های دولتی معادل دو میلیارد دلار در نظر گرفته شده، بسیار کمتر از ۱۶ درصد اختصاص‌یافته به نیروهای نظامی و امنیتی. سهم درآمدهای نفتی سپاه پاسداران چندین برابر سهم دولت غیرنظامی است و تقریباً نیمی از درآمدهای نفتی به «نهادهای مذهبی» اختصاص یافته است؛ عبارتی ملایم برای امپراتوری‌های اقتصادی تحت کنترل خامنه‌ای.

در مقابل، برای مردم عادی افزایش مالیات‌ها و کاهش یارانه دارو و کالاهای وارداتی پیش‌بینی شده است. نه فقدان کامل پول، بلکه بازتوزیع بی‌شرمانه ثروت بود که ابتدا بازاریان و سپس اقشار مختلف جامعه را به اعتراض کشاند.

رئیس‌جمهور قدرتی ندارد

آنچه در هیاهوی تصاویر تکان‌دهنده و خشم از خشونت رژیم اغلب نادیده گرفته می‌شود، دوگانگی رسمی این دولت است. از زمان روح‌الله خمینی، ایران از یک سو جمهوری شد ــ با مجلس و رئیس‌جمهور منتخب ــ اما قدرت نهایی در دست رهبر انقلاب قرار گرفت؛ کسی که کنترل قوه قضائیه، نیروهای مسلح، سپاه پاسداران و بنیادهای مذهبی-انقلابی را در اختیار دارد.

در این جهان موازی، امپراتوری‌ای سایه‌وار و فاقد هرگونه پاسخ‌گویی شکل گرفته است. سپاه پاسداران که برای «حفاظت از انقلاب اسلامی» تأسیس شده بود، اکنون نیروی دریایی و هوایی، دستگاه اطلاعاتی داخلی و خارجی و حتی برنامه هسته‌ای خود را دارد. افزون بر آن، هلدینگ‌های عظیمی ایجاد کرده که امروز بر تقریباً همه بخش‌های کلیدی اقتصاد ایران مسلط‌اند.

سپاه به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم شرکت‌های ساختمانی، بانک‌ها، زنجیره‌های سوپرمارکت، صنایع غذایی، کلینیک‌های چشم‌پزشکی، یک شرکت هواپیمایی، پالایشگاه‌ها، بنادر، فرودگاه‌ها، هتل‌های لوکس، خودروسازی و شرکت‌های فناوری اطلاعات را اداره می‌کند. ۵۱ درصد شرکت مخابرات «خصوصی‌شده» رسماً متعلق به آن‌هاست، همچنین زمین‌های کشاورزی و جنگل‌های عظیم. در بسیاری از حوزه‌ها رقبا را با زور یا توطئه‌های حقوقی حذف کرده‌اند.

کشور، به‌معنای واقعی کلمه، متعلق به حاکمان است

برآوردها از سهم آن‌ها در تولید ناخالص داخلی ایران بسیار متفاوت است: از یک‌سوم تا دو‌سوم. حسن روحانی، رئیس‌جمهور پیشین، آخرین کسی بود که حدود ده سال پیش تلاش کرد سپاه را از اقتصاد بیرون براند؛ تلاشی که با توجه به ناتوانی هر رئیس‌جمهور ایرانی، از پیش محکوم به شکست بود.

در کنار سپاه، بنیادهای مذهبی-انقلابی نیز از نظر اقتصادی بسیار قدرتمندند؛ با نام‌هایی کنایه‌آمیز چون «بنیاد مستضعفان» یا «ستاد اجرایی فرمان امام». این نهادها صدها شرکت را اداره می‌کنند، به خامنه‌ای پاسخ‌گو هستند و به هیچ‌کس دیگر حساب پس نمی‌دهند.

نگاهی نادر به درون این ساختارها را بهزاد نبوی، نماینده و وزیر پیشین، در سال ۲۰۱۹ ارائه داد؛ زمانی که در یک مصاحبه گفت تنها چهار بنیاد بزرگ ــ از جمله هلدینگ عظیم شرکت‌های عمرانیِ سپاه پاسداران ــ مالک ۶۰ درصد از کل دارایی‌های دولتی هستند. به گزارش خبرگزاری رویترز، این بنیادها نه‌تنها در صنعت نفت و مخابرات حضور دارند، بلکه از تولید وسایل پیشگیری از بارداری گرفته تا پرورش شترمرغ نیز فعال‌اند. وزارت خزانه‌داری آمریکا که چندین مورد از این بنیادها را تحریم کرده، آن‌ها را «شبکه‌ای عظیم از شرکت‌های پوششی» توصیف می‌کند که مأموریتشان، به نمایندگی از رهبری ایران، پنهان‌سازی و جابه‌جایی دارایی‌هاست.

این امپراتوری سایه‌ای، اقتصاد کشور را فلج کرده و مردم را به فقر کشانده است؛ اما برای همه کسانی که از آن بهره‌مند می‌شوند، انگیزه‌ای بسیار نیرومند برای حفظ وضع موجود به‌شمار می‌آید ــ حتی اگر این کار به قیمت عبور از روی هزاران پیکرِ معترضانِ کشته‌شده تمام شود.

به گفته الکس وطنخواه، نخبگان نه ناتوان از پاسخ‌گویی به مطالبات مردم‌اند، بلکه نمی‌خواهند. در حالی که خشم معترضان افزایش می‌یابد، حاکمان به اشغالگران سرزمین خود تبدیل شده‌اند و جز خشونت و سکوت مرگبار اینترنت قطع‌شده، راهی نمی‌شناسند.

زامبی قرار است خودبه‌خود فروبپاشد؛ اما چگونه؟

نبود اپوزیسیون سازمان‌یافته در داخل قابل درک است، اما در خارج نیز وضعیت بهتر نیست. نام رضا پهلوی، ولیعهد سابق، در تظاهرات شنیده می‌شود، اما این خود نشان می‌دهد که اپوزیسیون تبعیدی طی دهه‌ها نتوانسته شبکه‌ای منسجم برای اداره ایران پس از سقوط نظام ایجاد کند. حتی درباره این‌که ایران پس از جمهوری اسلامی چه نوع دولتی باید باشد ــ پادشاهی یا جمهوری واقعی ــ توافقی وجود ندارد.

پهلوی از تبعید خواستار مقاومت و دخالت آمریکا شده است؛ امری که تاکنون بیشتر به تشدید خشونت رژیم انجامیده و نه تغییر صفوف قدرت. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، نیز معترضان را تشویق کرده، اما این‌که فشار نظامی چگونه می‌تواند از اعتراضات خیابانی حمایت کند، نامشخص است.

حتی در اسرائیل نیز تردیدها افزایش یافته است. در ژوئن، ارتش این کشور با حملات پهپادی و موشکی حدود ۲۰ فرمانده ارشد ارتش و سپاه را کشت و انتظار داشت ساختار نظامی ایران فروبپاشد.
اما چنین نشد. در عوض، برای رژیم بار دیگر در ذهنیت سنگری اش تأیید شد که دشمنان خارجی‌اش روی قیام ها در داخل حساب می‌کنند.


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.