گذار به دموکراسی یا بازگشت استبداد؟!

سه شنبه, 30ام دی, 1404
اندازه قلم متن

پارسا زندی

تاملی در پروژه شکوفایی ایران  و سرشت قدرت در روزگار بحران – دفترچه مرحله اضطراری اقای رضا پهلوی زیر ذره‌بین…

 

دیباچه:

حکایت کنند که هرگاه ملتی بر سر دو راهی تاریخ بایستد، یک راه او را به رهایی برد و راه دیگر به بازگشت همان بندی که گمان می‌برد گسسته است. خردمندان دانند که گذار، نه عبور از حکومتی به حکومتی دیگر، بلکه آزمون نسبت قدرت با قانون و سیاست با مردم است. چه بسیار تدبیرها که به نام ضرورت آغاز شد و به عادت فرمان انجامید و چه بسیار وعده‌ها که چون به قدرت رسیدند، صورت خویش دیگر کردند.

در چنین روزگاری، شتاب دشمن بصیرت است و هیجان افت خرد. برنامه‌ای که برای زمانه گذار نگاشته می‌شود، اگرچه جامه ضرورت بر تن دارد، در باطن آینه‌ای است که میل نهفته قدرت را بازمی‌تاباند، یا التزام به مهار خویش دارد یا شوق استیلا بر دیگران. این دفتر که ایرانشکوفایی نام گرفته، وعده ثبات، امنیت و بازسازی می‌دهد و از صد تا صد و هشتاد روز نخست سخن می‌گوید، لیک پرسش بنیادین آن است که این ثبات به بهای چه نسبتی با قدرت حاصل می‌شود و آیا گذار خود به گذرگاهی برای بازتولید تمرکز و اطاعت بدل نمی‌گردد.

تحلیل و تاملی بر دفترچه گذار

دفترچه گذار، در کلیت خود، تلاشی است برای طراحی مسیر صد تا صد و هشتاد روز نخست پس از فروپاشی نظم موجود. با این حال، مطالعه دقیق متن نشان می‌دهد که بنیادهای فکری آن بیش از آنکه بر مشارکت مردمی، شفافیت و نظارت متکی باشد، بر تمرکز اختیارات و سرعت تصمیم‌گیری متمرکز است. در این دیدگاه، دولت موقت و نهادهای بالادست به جای آنکه خادم مردم و ابزار تحقق اراده عمومی باشند، به عنوان داوران نهایی نظم و امنیت تصویر شده‌اند.

ماکس وبر (در کتاب سیاست به مثابه حرفه) اشاره می‌کند که هرگاه قدرت بر اساس اضطرار و ضرورت مشروعیت یابد، به جای رضایت مردم، زمینه بازتولید اقتدارگرایی فراهم می‌شود. از منظر وبر، اقتدار عقلانی بسته نمونه‌ای است که قدرت در غیاب نظارت مردمی و محدودیت قانونی به سرعت به تمرکز و تثبیت خود می‌انجامد.

یکی از شاخص‌های این تمرکز، نحوه تعریف اختیارات دولت موقت است. ماکس وبر (در کتاب اقتصاد و جامعه) توضیح می‌دهد که کنترل منابع و تمرکز قدرت اقتصادی به سرعت به کنترل جامعه می‌انجامد و سیاست متمرکز، زمینه محدود شدن مشارکت و آزادی مردم را فراهم می‌کند. این دیدگاه نشان می‌دهد که اختیارات گسترده دولت موقت بدون زمان مشخص، می‌تواند زمینه استقرار قدرت دائمی را ایجاد کند.

هانا ارنت (در کتاب خاستگاه‌های توتالیتاریسم) اشاره می‌کند که هنگامی که نمایندگی و پاسخگویی از مردم جدا شود، قدرت به اقتدار و تمرکز مبدل می‌گردد. بر اساس این دیدگاه، نهادهایی مانند خیزش ملی که بدون انتخاب مستقیم مردم و مکانیسم پاسخگویی روشن عمل می‌کنند، یادآور تجربه‌های تاریخی موقت‌های بالادست است که به جای خدمت به جامعه، به ابزار قدرت بدل شدند.

مسأله تعلیق قانون نیز از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. هانا ارنت (در کتاب وضع بشر) اشاره می‌کند که هرگاه قانون برای مدیریت بحران کنار گذاشته شود، ممکن است دیگر هرگز بازنگردد و این تعلیق، حتی اگر موقت باشد، به عادت تمرکز قدرت بدل می‌شود. در دفترچه ایرانشکوفایی نیز دیوان گذار چنین نقشی دارد: هم قاضی است و هم مفسر، و قانون در خدمت مدیریت بحران تعریف می‌شود نه مهار قدرت.

در حوزه امنیت، تمرکز بر بازسازی فوری نیروهای امنیتی بدون نظارت مدنی و پارلمانی، خطر جدا شدن سیاست از مردم را افزایش می‌دهد. تاریخ تحولات سیاسی ایران معاصر (۱۳۸۵) نشان می‌دهد که هنگامی که امنیت مقدم بر مشارکت مردم و سیاست قرار گیرد، زمینه برای تثبیت قدرت نرم و سپس سخت فراهم می‌شود و امکان بازگشت به دموکراسی کاهش می‌یابد.

در بخش اقتصادی و انرژی، ستادهای متمرکز مدیریتی که اختیارات گسترده دارند، با وجود ظاهرسازی کارآمدی، زمینه تمرکز منابع و کنترل جامعه را ایجاد می‌کنند. ماکس وبر (در کتاب اقتصاد و جامعه) تأکید می‌کند که اقتصاد متمرکز، سیاست متمرکز می‌زاید و سیاست متمرکز، جامعه را به انقیاد می‌کشاند.

اصلاحات فرهنگی و آموزشی نیز اگر از بالا و بدون گفت‌وگو اعمال شوند، به فاصله میان دولت و مردم می‌افزایند و زمینه ساز اقتدار نرم می‌گردند. دکتر حسین بشیریه (در کتاب آموزش دموکراسی) اشاره می‌کند که فرهنگ با فرمان دگرگون نمی‌شود، بلکه با مشارکت و گفت‌وگو بالنده می‌شود. هر گونه مهندسی اجتماعی اجباری حتی با نیت پیشرفت، می‌تواند منجر به فاصله دولت و مردم و شکل‌گیری اقتدار نرم شود.

بند ۱ – دولت موقت و وسوسه اقتدار

حوزه ۱ دولت، صفحات تقریبی ۶ تا ۱۰

ماکس وبر (در کتاب سیاست به مثابه حرفه) اشاره می‌کند که هرگاه قدرت بر اساس اضطرار مشروعیت یابد، حتی دولت موقت می‌تواند به ابزاری برای تثبیت اقتدار بدل شود. در متن برنامه، دولت گذار به سان دست قاطع تاریخ تصویر می‌شود و اختیارات گسترده دارد. این بند نمونه‌ای از اقتدار عقلانی بسته است که بدون نظارت مردم و محدودیت قانونی زمینه تمرکز قدرت را ایجاد می‌کند.

بند ۲ – خیزش ملی و مساله نمایندگی

حوزه ۱ و ۲، صفحات تقریبی ۱۰ تا ۱۴

هانا ارنت (در کتاب خاستگاه‌های توتالیتاریسم) اشاره می‌کند که قدرت تنها زمانی مشروع و پویا است که از کنش جمعی مردم برخیزد. در این بند، خیزش ملی بدون انتخاب مستقیم مردم بالادست دولت عمل می‌کند و مکانیسم پاسخگویی آن روشن نیست. نهاد بالادست غیرمنتخب یادآور تجربه‌های تاریخی موقت‌های بالادست است.

بند ۳ – دیوان گذار و تعلیق قانون

حوزه ۴، صفحات تقریبی ۱۴ تا ۲۴

هانا ارنت (در کتاب وضع بشر) اشاره می‌کند که تعلیق قانون حتی اگر موقت باشد، زمینه تمرکز قدرت را فراهم می‌کند. در دفترچه ایرانشکوفایی، دیوان گذار هم قاضی و هم مفسر است و قانون در خدمت مدیریت بحران قرار دارد نه محدود کردن قدرت.

بند ۴ – امنیت و زبان نظم

حوزه ۷ و ۸، صفحات تقریبی ۶۸ تا ۸۹

تاکید دفترچه بر بازسازی سریع نیروهای امنیتی بدون ایجاد مکانیزم نظارت مدنی و پارلمانی، خطر جدا شدن سیاست از مردم را افزایش می‌دهد. تاریخ تحولات سیاسی ایران معاصر (۱۳۸۵) نشان می‌دهد که وقتی امنیت بر سیاست مقدم شود، امکان تثبیت قدرت نرم و سپس سخت بالا می‌رود و بازگشت به دموکراسی دشوار می‌شود.

بند ۵ – فراخوان، رهبری و مسئولیت

بخش سیاست عمومی، صفحات تقریبی ۲۰ تا ۳۰

دکتر حسین بشیریه (در کتاب آموزش دموکراسی) اشاره می‌کند که رهبری تنها حق صدا نیست، بلکه تعهد به پیامد صداست. فراخوان‌ها و وعده‌ها اگر بدون راهبرد کاهش آسیب باشند، بار کنش را بر دوش مردم بی‌دفاع می‌گذارند و پاسخ‌هایی که مسئولیت را به خواست مردم حواله دهند، سیاست را از اخلاق تهی می‌کنند.

بند ۶ – اقتصاد، انرژی و تمرکز منابع

حوزه ۹، ۱۰ و ۱۱، صفحات تقریبی ۸۹ تا ۱۱۴

ماکس وبر (در کتاب اقتصاد و جامعه) اشاره می‌کند که کنترل منابع و تمرکز قدرت اقتصادی به سرعت به کنترل جامعه می‌انجامد. ستادهای عالی اقتصادی و انرژی در ظاهر کارآمد، اما در باطن حامل تمرکزند و سیاست متمرکز، جامعه را به انقیاد می‌کشاند.

بند ۷ – آموزش، فرهنگ و مهندسی اجتماعی

حوزه ۵ و ۶، صفحات تقریبی ۲۴ تا ۴۴

دکتر حسین بشیریه (در کتاب آموزش دموکراسی) اشاره می‌کند که فرهنگ با فرمان دگرگون نمی‌شود، بلکه با مشارکت و گفت‌وگو بالنده می‌شود. اصلاحات فرهنگی و آموزشی اگر از بالا و بدون گفت‌وگو اعمال شوند، به فاصله میان دولت و مردم می‌افزایند و زمینه ساز اقتدار نرم می‌گردند.

—————————————————

فرجام سخن

این دفترچه، اگرچه به زبان سامان سخن می‌گوید، در منطق نهادی خود خطر تمرکز قدرت را با خود حمل می‌کند. گذار، اگر به مهار قدرت نیندیشد، به تغییر چهره استبداد می‌انجامد، نه رهایی از آن. آزادی زاده شتاب نیست، بلکه ثمره فروتنی قدرت است. سیاست، هرگاه از مردم فاصله بگیرد، حتی با بهترین نیت‌ها، راهی جز بازگشت به اقتدار ندارد. خرد آن است که پیش از ساختن فردا، سایه امروز را بسنجیم، که بسیار دیده‌ایم خانه‌ای نو بر زمینی کهنه بنا کرده‌اند و چون نشست، دانسته‌اند بنیاد از آغاز سست بوده است.

پارسا زندی (مشاور حقوقی) 

                         —-—————

منابع:

۱. ماکس وبر، سیاست به مثابه حرفه، ۱۹۱۹

۲. ماکس وبر، اقتصاد و جامعه، ۱۹۲۲

۳. هانا ارنت، خاستگاه‌های توتالیتاریسم، ۱۹۵۱

۴. هانا ارنت، وضع بشر، ۱۹۵۸

۵. دکتر حسین بشیریه، آموزش دموکراسی، ۱۳۹۰

۶. دکتر حسین بشیریه، جامعه شناسی سیاسی، ۱۳۹۵

۷. تاریخ تحولات سیاسی ایران معاصر، ۱۳۸۵

۸. متن منتشر شده پروژه شکوفایی ایران و دوران گذار مرداد ۱۴۰۴

 

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.