
همقطار محترم، سرلشکر عبدالرحیم موسوی:
جنایت رژیم اسلامی ایران علیه بشریت در دیماه ۱۴۰۴ بهوضوح نشان میدهد که تاریخ چندینهزارسالهٔ ایران یکبار دیگر ورق خورده و به دو نیمهٔ «پیش» و «پس» از این واقعهٔ جنایتکارانه تقسیم شده است. انچه را که امروز شاهدیم این است که، مشروعیت دینی، اخلاقی، سیاسی، و اجتماعی حاکمیت اسلامی ذر ایران به پایان رسیده است. تاکنون در تاریخ معاصر، هیچ کشوری ـ بهویژه ایران ـ شاهد چنین کشتاری از شهروندان خود که برای حقوق شهروندی و زندگی بهتر به خیابان آمده بودند، نبوده است. بنابراین دیگر امکانی وجود ندارد که وضعیت کشور و مردم ایران به پیش از ۱۸ و ۱۹ دیماه (۸ و ۹ ژانویهٔ ۲۰۲۶ میلادی) بازگردد.
سالهاست مردم ایران، بهویژه دهکهای پایین جامعه، با بحران شدید معیشت یعنی درآمد اندک و مخارج سرسامآور روبهرو هستند و رنج میبرند. افزون بر این، تورم افسارگسیخته هر روز این ناترازی را افزایش داده است. افزایش بهای بنزین که دولت به اجرا گذاشت، اثر مستقیم بر قیمت تمام مواد اولیهٔ مورد نیاز مردم گذاشت و ما را به بسوی تورم افسارگسیخته پیش راند. مافیای تجاری با بالا بردن قیمت کالاها و احتکار مواد اولیه، این افزایش را به مردم تحمیل کرده و بر بحرانها افزوده است. ناترازی دخلوخرج مردم به مرحلهٔ بحرانی رسیده و موجب اعتراضات مردمی شد؛ از جمله بازاریانِ غیر وابسته به مافیای دولتی، ناگزیر به بستن مغازهها، یا بهعبارتی پایین کشیدن کرکرهها و آمدن به خیابان شدند.
حرکت مسالمتآمیز و مدنی مردم در گردهمایی هفتهٔ بزرگداشت خسرو علیکردی در روز بیستودوم آذر ۱۴۰۴، با شعارهای نا بجا و انحرافی چون «رضاشاه روحت شاد» و دیگر روایتهای پادشاهیخواهانه، به بیراهه کشیده شد، تا سرانجام به انفجار خشم و اعتراض کشیده شد، که جنایت علیه بشریت در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه را رقم زد. جنایتی که به دستور آیتالله علی خامنهای انجام شد، در تاریخ معاصر ایران بیسابقه است؛ مشروعیت رهبری خامنهای و نظام بر امده از انقلاب ۱۳۵۷ بهطور جدی و کامل از بین رفته است.
جناب موسوی – همقطاران نیروهای مسلح، وظایف ارتش و نیروهای مسلح ملی، دفاع و پشتیبانی از امنیت و استقلال کشور، از جمله حفاظت از مرزهای زمینی و هوایی، پاسداری از تمامیت ارضی ایران و دفاع از حاکمیت ملی است. همچنین کمکرسانی به مردم در رخدادهای اضطراری طبیعی مانند سیل، زلزله، طوفان، آتشفشان و بیماریهای واگیر، با درخواست دولت، از وظایف شما بهشمار میرود. با توجه به رخدادهای ۱۸ و ۱۹ دیماه و هزاران کشته، زخمی و زندانی، و اعدامهای پیدرپی روزانه، مشروعیت حاکمیت رهبر جمهوری اسلامی ایران، آیتالله علی خامنهای (فرماندهٔ نیروهای مسلح)، بهکلی از میان رفته است؛ او دیگر نه رهبر مردم ایران است و نه فرماندهٔ نیروهای مسلح ایران ، بلکه یک جناینکار لجام کسیخته است که میباید در پیشگاه قانون، جامعه، و تاریخ، پاسخگو باشد.
علی خامنهای بهخوبی آگاه است که نظام اسلامی، بهدلیل بحرانهای فزاینده، مشروعیت خود را در میان مردم ایران از دست داده است. با این حال، او این وضعیت را نتیجهٔ «تلاشهای مستمر دشمن» برای تغییر «هویت دینی، تاریخی و فرهنگی» ایران میداند. حال آنکه مشروعیت حکومت ـ بهمعنای حقانیت و پذیرش عمومی برای اعمال قدرت ـ یکی از مفاهیم بنیادین علوم سیاسی است و معمولاً از رضایت عمومی، کارآمدی، شفافیت و پاسخگویی، و پایبندی به اصول دموکراتیک، حقوق بشر و حاکمیت قانون ناشی میشود. اعتراضات دیماه نشاندهندهٔ عدم رضایت عمومی و تقابل آشکار با مشروعیت خامنهای و نظام اسلامی است.
ماکس وبر، جامعهشناس آلمانی، سه نوع اقتدار مشروع را معرفی میکند: اقتدار سنتی، اقتدار کاریزماتیک و اقتدار عقلانی–قانونی. با توجه به اعتراضات دیماه و جنایت علیه بشریت، پیداست که بحران مشروعیت در جمهوری اسلامی چنان عمیق و همهجانبه شده که برخی، بر اساس نظریات وبر، معتقدند این نظام در مسیر خطرناک تبدیل شدن به یک «دولت شکستخورده» (Failed State) قرار گرفته است. بنابراین، ما نظامیان ارتش ایران اکنون بدون فرماندهای مشروع هستیم که قادر به اعمال فرماندهی باشد و برای جلوگیری از شکست کامل دولت و کشور، لازم است وارد میدان شویم و به وظیفهٔ ملی خود عمل کنیم. باید تأکید کرد ارتش ملی ایران از بطن ملت برمیآید، متعلق به ملت ایران است و در خدمت ملت بزرگوار ایران انجام وظیفه میکند.
سرلشکر موسوی، در این شرایط سخت پس از ۱۸ و ۱۹ دیماه، چشم امید مردم ایران به ما نظامیانی است که از بطن ملت برخاستهایم. مردم انتظار دارند ارتش ملی نهتنها از یکپارچگی کشور، استقلال و حاکمیت ملی، بلکه از جان و مال مردم در هنگام خطر دفاع کند. تردیدی نیست که ما نظامیان ارتش ملی ایران به سوگند و وظیفهٔ ملی خود پایبندیم و اجازه نخواهیم داد نظام اسلامی ـ آخوندی ما را در این برههٔ سرنوشتساز برای سرکوب و کشتار برادران و خواهران ایرانی به کار گیرد؛ بلکه برابر وظیفهٔ ملی خود، در کنار مردم بهپاخواستهٔ ایران خواهیم ایستاد.
به گزارش ایرنا، شما در بازدید شبانه از آمادگی یکی از یگانهای نیروهای مسلح گفتهاید که ملت ایران در برابر خوی استکباری و تجاوزگری آمریکا، از گذشته تاکنون پایدار ایستاده و او را به شکستهای پیدرپی واداشتهاند (۱). منظور شما از کدام شکست آمریکا توسط ایران است؟ آیا هنگام آن نرسیده است که به قَسمی که خوردهاید وفادار بمانید و شجاعانه از مردم ایران که برای عبور از این نظام جنایتکار ولایی به پا خاستهاند، حمایت کنید؟ از زمان انقلاب ۱۳۵۷ کدام کشور ادعای بلعیدن ایران را داشته که در سخنرانی خود به آن اشاره کردهاید؟ ضرورتی ندارد همان روایتی را که خامنهای در ۳ فوریهٔ ۲۰۲۶ بیان کرد، طوطیوار تکرار کنید. شما سالها فرماندهٔ ارتش بودهاید و در میان افسران و درجهداران محبوبیتی کسب کردهاید؛ با چنین سخنانی به این محبوبیت آسیب نزنید.
شما جنگ ایران و عراق را یادآوری کردهاید؛ جنگی که ارتش ایران با قدرت و افتخار، ارتش عراقِ مجهز به تسلیحات آفندی را شکست داد و از ایران بیرون راند. هرچند آیتالله خمینی بهدلیل واهمه از کودتای نوژه، با کشتن و بازنشسته کردن فرماندهان نظامی، ساختار فرماندهی را متلاشی کرد، اما تجهیزات مدرن ارتش باقی ماند و نظامیان وطندوست و وظیفهشناس توانستند با ارتش مهاجم عراق مقابله کرده و آن را عقب برانند. این اقدام قدرتمندانهٔ ارتش افتخارآمیز بود.
پس از جنگ، بخش عمدهای از بودجهٔ نظامی به سپاه اختصاص یافت و ارتش نتوانست خود را به تجهیزات پیشرفتهٔ جهانی مجهز کند. ناکارآمدی تجهیزات ارتش در جنگ دوازدهروزه کاملاً مشهود بود. نیروی هوایی اسرائیل توانست در مدت کوتاهی به اهداف خود، از جمله تخریب پدافند هوایی ایران و زیرساختهای هستهای، دست یابد؛ با این حال، خامنهای و شما این شکست مفتضحانه را پیروزی اعلام کردید. همچنین خیزش دادخواهانهٔ دیماه برای احقاق حقوق شهروندی، که توسط سپاهیان جنایتکار به جنایت علیه بشریت بدل شد، بهنادرست «آمریکایی–صهیونیستی» خوانده شد؛ در حالیکه افسران و درجهداران شجاع ارتش هرگز در این جنایات دخیل نبوده و همچنان مورد حمایت مردم ایراناند.
ایران در پبج تاریخی قرار دارد. اگر آمریکا و اسرائیل همزمان به ایران حمله کنند، ارتش ایران بیتردید برابر وظیفهٔ خود مقابله خواهد کرد؛ اما با تجهیزات ناکارآمد، بهاحتمال زیاد بیش از دو هفته قادر به مقاومت نخواهد بود. امید است چنین درگیریای رخ ندهد، زیرا در صورت وقوع، ارتش و زیرساختهای نظامی و کشوری ایران نابود خواهند شد. تهدید خامنهای به منطقهای کردن جنگ، در کوتاهمدت شاید با پرتاب موشک و پهپاد به کشورهای همسایهٔ جنوبی خلیج فارس ممکن باشد، اما ادامهٔ آن نابودی کامل نیروهای نظامی و ساختار کشور را در پی خواهد داشت.
خامنهای اعتراضات معیشتی را حق مردم دانسته و میگوید مسئولان باید با معترضان گفتوگو کنند. پرسش این است که گفتوگو چگونه میتواند مشکلات مردم را حل کند؟ رئیسجمهور، مسعود پزشکیان، بارها اعلام کرده بودجهٔ کافی در اختیار ندارد. مافیای اقتصادیِ مستقر در بیت خامنهای، توان مدیریت مؤثر را از دولت سلب کرده است.
سرلشکر موسوی، مشروعیت نظام اسلامی برای ایجاد هژمونی منطقهای پایان یافته است. به صلاح مردم و کشور است که با مذاکرات سالم و بدون فریب با آمریکا گفتوگو کرده و از برنامههای هستهای، موشکی و نیروهای نیابتی در عراق، سوریه، لبنان، غزه و یمن دست بردارید. با وضعیت اقتصادی کنونی، نظام حتی توان حمایت مادی و تسلیحاتی از این گروهها را ندارد. بخشی از منابع مالی این نیروها از قاچاق مواد مخدر تأمین میشد که آن مسیر نیز مسدود شده است؛ بنابراین مؤلفهٔ نیروهای نیابتی که سپاه قدس مدیریت میکرد، بهکلی شکست خورده است.
با سخنان خامنهای به مناسبت بازگشت آیتالله خمینی غافل نشوید و با عقلانیت به صف مردم ایران بپیوندید. او اعتراضات مردم را «جنگ نرم دشمن» خوانده است؛ این ادعا دروغ محض است. مردم برای حقوق شهروندی و امرار معاش ـ که ناممکن شده بود ـ به میدان آمدند. وظیفهٔ ملی شماست که به خامنهای یادآور شوید ارتش ایران توان مقابله با قدرت نظامی آمریکا را ندارد و با اغراق، کشور و مردم را وارد جنگی ویرانگر نکنید. توان ارتش در جنگ دوازدهروزه روشن شد.
خامنهای و سپاه پاسداران، ایران را در بزنگاهی سرنوشتساز قرار دادهاند. سیاستهای ماجراجویانه و ورشکستهٔ نظام، تورم، فقر، ناامنی، فساد و بیعدالتی را تشدید کرده که به سرکوب خونین مردم انجامیده است. کشتار ۱۸ و ۱۹ دیماه هرگز از یاد نخواهد رفت. رئیسجمهور آمریکا، آقای ترامپ، هشدار داده است که در صورت ادامهٔ کشتار مردم بیدفاع، برای حمایت از آنان اقدام نظامی خواهد کرد. آمریکا تجهیزات لازم را در منطقه مستقر کرده و کشور عملاً در محاصرهٔ نظامی قرار گرفته است.
سرلشکر موسوی و همقطاران نظامی،
کشور وارد مرحلهٔ «بحران دولت شکستخورده» شده است. اکنون زمان آن رسیده که ارتش ملی برای نجات ایران وارد عمل شود. بخش بزرگی از مردم انتظار دارند ارتش برای جلوگیری از هرجومرج و ناامنی، زمام امور را به دست گیرد. اکثریت جامعه به این نتیجه رسیدهاند که جمهوری اسلامی در آستانهٔ فروپاشی است و زمان تغییر فرا رسیده است.
ما سوگند خوردهایم از کشور و ملت ایران پاسداری کنیم. اکنون زمان تحقق این سوگند است. با برقراری نظم و امنیت، باید بستر عبور از این رژیم و ساخت آیندهای بهتر را برای مردم فراهم کنیم.
در پایان، یادآور میشوم وظیفهٔ ارتش، حفاظت از مرزها، تمامیت ارضی و صیانت از جان و مال مردم ایران است، بهویژه در دوران گذار. اکنون زمان انجام این وظیفهٔ تاریخی فرا رسیده است.
به قول زندهیاد دکتر شاپور بختیار:
«ایران هرگز نخواهد مرد.»
ناخدا محمد فارسی
۵ فوریه ۲۰۲۶
۱ – https://www.irna.ir/news/86066870/