نشست غیر متعهدها در تهران: «توفان در لیوان آب»

چهارشنبه, ۸ام شهریور, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

دولت جمهوری اسلامی ایران تلاش می کند از برگزاری نشست نمایندگان کشور های غیر متعهد در تهران برای پیشبرد دیپلماسی اقتصادی خود و خروج ازانزوای مالی و بازرگانی استفاده کند. گفت و گوی اقتصادی رادیو فردا با فریدون خاوند، کارشناس امور اقتصادی، به همین موضوع می پردازد.

رادیو فردا: در پیوند با برگزاری نشست کشورهای غیر متعهد در تهران، سخنگویان دولت جمهوری اسلامی و رسانه های رسمی و نیمه رسمی بر فرصت های اقتصادی این نشست تاکید می کنند و حتی آن را زمینه ساز ایجاد یک بازار تازه جهانی می دانند. جنبش کشورهای غیر متعهد، از لحاظ اقتصادی، چه وزنه ای دارد؟

فریدون خاوند: جنبش کشورهای غیر متعهد، و یا آنچه از آن بر جای مانده، در دنیای قرن بیست و یکم میلادی نه از لحاظ سیاسی وزنه ای دارد و نه از لحاظ اقتصادی. اگر به رسانه های معتبر جهان نگاهی بیندازیم، می بینیم که به برگزاری نشست این جنبش در تهران یا اشاره ای نکرده اند و یا جای بسیار کمی را به آن اختصاص داده اند.

وضع همیشه چنین نبوده است. روزگاری جنبش غیر متعهدها اعتباری داشت و نشست سران آن خبر ساز بود. سخن بر سر سه دهه اول بعد از جنگ جهانی دوم است که روابط بین المللی زیر تاثیر فرو پاشی امپراتوری های مستعمراتی و رقابت شرق و غرب، در حال زیر و رو شدن بود.
امروز نه از جهان سوم، به معنای سنتی آن، خبری هست و نه از جنبش عدم تعهد، که بازوی سیاسی جهان سوم به شمار می رفت.از جنبش عدم تعهد هم فقط نشستی باقی مانده که چند سال یکبار برگزار می شود و افکار عمومی بین المللی هم معمولا از تشکیل آن خبری ندارد. چند درصد مردم دنیا خبر داشتند که طی سه سال گذشته، مصر ریاست جنبش غیر متعهدها را به عهده داشته است؟ در مورد ایران هم، که از این پس به جای مصر عهده دار این مقام خواهد شد، همان وضع ادامه خواهد یافت.
فریدون خاوند، کارشناس اقتصادی

زمینه تشکیل جنبش غیر متعهدها در سال های ۱۹۵۰ میلادی فراهم آمد، در بحبوحه جنبش استعمار زدایی، با چهره های مطرح سیاسی در آن روزگار مثل نهروی هندی، عبدالناصر مصری، نکرومه غنایی، سوکارنوی اندونزیایی و تیتوی یوگسلاوی.

در آن زمان جهان سوم یکی از رایج ترین اصطلاحات در ادبیات روابط بین المللی بود. شمار زیادی از کشورهای تازه سر بر آورده، می خواستند در رقابت میان غرب به رهبری آمریکا و شرق به رهبری شوروی نه به این ابر قدرت تعهدی داشته باشتند و نه به آن ابر قدرت و اصطلاح عدم تعهد هم با توجه به همین رفتار به وجود آمد.

در عرصه اقتصادی هم جهان سوم آن روزگار، که غرق در تیره روزی بود، مطالباتی داشت عمدتا در رابطه با حفظ منابع طبیعی اش از دست اندازی قدرت های بزرگ، یا ایجاد نظام نوین بین المللی اقتصادی.

این دوره دیگر سپری شده. با فرو ریزی شوروی و پایان نظام دو قطبی، عدم تعهد به این یا آن اردوگاه دیگر معنایی ندارد. آخر در دنیای سال ۲۰۱۲ میلادی، عدم تعهد را باید چگونه تفسیر کرد؟ نظام دو قطبی جای خود را به نظامی با قطب های گوناگون سپرده و بسیارند کشور های کوچکی که با توجه به متنوع شدن کانون های قدرت در جهان، از حاشیه مانور بسیار مهمی برخوردار شده اند.

از لحاظ اقتصادی هم جهان سوم چند پاره شده، بعضی از اجزای آن به قدرت های اقتصادی نوظهور تبدیل شده اند و بعضی دیگر در جا زده اند. مکزیک، یکی از نمادهای جهان سوم در آن سال ها، امروز با آمریکا و کانادا در اتحادیه ای موسوم به «نفتا» مشارکت دارد. برزیل ششمین اقتصاد دنیا است و از لحاظ تولید ناخالص داخلی از انگلستان جلو افتاده. هند دارای شرکت های چند ملیتی است و در آفریقا و آسیا سرمایه گذاری می کند.

امروزه مفهوم جهان سوم عمدتا در رابطه با فقیر ترین کشورهای دنیا به کار میرود، حال آنکه در گذشته همه سرزمین های خارج از دنیای قدیم صنعتی را در بر می گرفت.

خلاصه آنکه امروز نه از جهان سوم، به معنای سنتی آن، خبری هست و نه از جنبش عدم تعهد، که بازوی سیاسی جهان سوم به شمار می رفت.از جنبش عدم تعهد هم فقط نشستی باقی مانده که چند سال یکبار برگزار می شود و افکار عمومی بین المللی هم معمولا از تشکیل آن خبری ندارد. چند درصد مردم دنیا خبر داشتند که طی سه سال گذشته، مصر ریاست جنبش غیر متعهدها را به عهده داشته است؟ در مورد ایران هم، که از این پس به جای مصر عهده دار این مقام خواهد شد، همان وضع ادامه خواهد یافت.

بر پایه آمار منتشر شده از سوی سازمان توسعه تجارت جمهوری اسلامی، حجم مبادلات بازرگانی میان ایران و کشور های غیر متعهد در سال ۱۳۹۰ به ۴۳ میلیارد دلار رسیده است. آیا این به آن معنا است که کشورهای غیر متعهد به شرکای اصلی ایران در زمینه بازرگانی بدل شده اند؟

طی این چند روز، منابع جمهوری اسلامی از جمله همین سازمان توسعه تجارت و یا گمرک جمهوری اسلامی آمار زیادی را در باره نقش اقتصادی جنبش کشور های غیر متعهد و حجم تجارت بالقوه یا بالفعل ایران با این کشور ها منتشر کرده اند.

کسانی که از واقعیت های دنیا بی خبر باشند، با مشاهده این آمار فکر میکنند دنیا از لحاظ اقتصادی به دو بخش متعهدها و غیر متعهدها تقسیم شده. ولی در عمل بازرگانی خارجی در جهان هیچ ربطی به جنبش عدم تعهد ندارد و این جنبش نقشی در روابط بین المللی اقتصادی ایفا نمی کند. این که کشورهایی مثل عراق، امارات، هند و افغانستان در مبادله بازرگانی با ایران فعالند، به این دلیل نیست که این ها مثل ایران به گروه کشور های غیر متعهد تعلق دارند.

مثلا در آماری که طی چند روز گذشته در تهران منتشر شده، گفته می شود ایران در روابط بازگانی خود با کشورهای غیر متعهد طی پانزده سال گذشته بیشترین مازاد را با عراق و بیشترین کسری را با امارات متحده عربی داشته. پرسش این است روابط بازرگانی ایران با عراق و امارات، و حجم آن، چه ارتباطی با جنبش عدم تعهد دارد؟

تاسف آور است که مراکز آماری ایران، به جای بررسی واقعیت های جهان و قرار دادن این واقعیات در اختیار فعالان اقتصادی، زیر تاثیر گرایش های مکتبی و سیاسی انرژی و منابع خود را در راه های باطل به کار می گیرند و داده هایی را فراهم می آورند که هیچ ارزش عملیاتی ندارند.

آنچه بر روابط بازرگانی ایران با دنیا تاثیر می گذارد، عضویت در سازمان تجارت جهانی است نه در جنبش غیر متعهدها. یک بازرگان ایرانی که می خواهد کالا به هند صادر کند، با استناد به عضویت کشورش در جنبش غیر متعهدها، از چه امتیاز هایی در بازار هند بر خوردار می شود؟

بیچاره پژوهندگان ایرانی که زیر فشار های سیاسی مجبورند تحقیق کند کشورشان چه مقدار روغن سبک یا فولاد به کشور های غیر متعهد صادر کرده، و بیچاره دانشجویانی که باید چنین بررسی هایی را حفظ کنند.

آیا نشست غیر متعهد ها در تهران به رهبران جمهوری اسلامی امکان نمی دهد فشار های ناشی از تحریم اقتصادی غرب علیه ایران را کاهش بدهند؟

با توجه به تنگ تر شدن حلقه تحریم های اقتصادی علیه ایران، دولت جمهوری اسلامی طبعا تلاش می کند از راه گسترش روابط خود با قدرت های نوظهور و کشور های در حال توسعه، فشار های ناشی از تحریم را کم تر کند و در این راه تا اندازه ای هم موفق بوده است.
در آماری که طی چند روز گذشته در تهران منتشر شده، گفته می شود ایران در روابط بازگانی خود با کشورهای غیر متعهد طی پانزده سال گذشته بیشترین مازاد را با عراق و بیشترین کسری را با امارات متحده عربی داشته. پرسش این است روابط بازرگانی ایران با عراق و امارات، و حجم آن، چه ارتباطی با جنبش عدم تعهد دارد؟
فریدون خاوند

گذشته از مساله تحریم ها، اصولا کشوری با امکانات ایران باید گسترش روابط خود را با دنیای در حال توسعه به یکی از اولویت های خود بدل کند. در همه جای دنیا، از آمریکای لاتین گرفته تا آسیا، بازارهای بسیار مهمی به وجود آمده که می توانند پایگاه هایی بزرگ برای شکوفایی بنگاه های تولیدی ایرانی باشند، البته اگر این بنگاه ها از فرصت و توان لازم برای رسوخ به این بازار ها برخوردار باشند.

حتی در آفریقا، با اوج گیری طبقه متوسط، بازار های تازه ای در حال پدید آمدن است و ایرانی ها هم می توانند و باید از آنها استفاده کنند. مساله در آنجا است که جمهوری اسلامی بازارهای در حال توسعه را به عنوان آلترناتیو یا بدیل بازارهای صنعتی تلقی می کند. ولی چه عیبی دارد که ایران هم با غرب رابطه تنگاتنگ داشته باشد و هم با دنیای در حال توسعه؟ مگر بر قراری این دو رابطه غیر ممکن است؟ چرا ترکیه بهترین روابط را با اروپا و آمریکا دارد و، در همان حال، از آفریقا هم غافل نیست؟ چه نعمتی بالاتر از این که کشوری مانند ایران از بازار، سرمایه و تکنولوژی آمریکا و اروپا و ژاپن حداکثر استفاده را ببرد، و در همان حال حضور خود را در برزیل، هند، چین و آفریقا هم گسترش دهد؟

جمهوری اسلامی که با همه قدرت های صنعتی مساله دارد، تلاش می کند جای خالی این قدرت ها را از راه تکیه بر قدرت های نو ظهور و دنیای در حال توسعه پر کند. ولی بدون همکاری نزدیک با دنیای صنعتی، ایران فرصت های بزرگی را از دست می دهد و، در همان حال، نمی تواند آن گونه که باید و شاید از روابط با دنیای در حال توسعه استفاده کند. تکنولوژی هندی نمی تواند جای تکنولوژی آلمانی را بگیرد.

به علاوه روابط بازرگانی ایران با دنیای در حال توسعه ربطی به جنبش عدم تعهد ندارد. قدرت های نوظهور بر پایه منافع شان با ایران معامله می کنند نه بر اساس تعلق شان به جنبش عدم تعهد که امروز کم تر کسی آن را در نظام روابط بین المللی جدی تلقی می کند. سر وصدایی که این روز ها در تهران بر سر جنبش غیر متعهدها بر پا شده، توفانی است در یک لیوان آب.
از: رادیو فردا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.