
سالهاست که روسری در ایران بر شانه زنان افتاده، اما حرکت “دختران خیابان انقلاب”، به باور برخی فعالان زن در ایران، فراتر از اینها، نماد عبور جامعه از شریعت اسلامی و لحظات آزادی “یواشکی” است؛ مسیری که بازگشتپذیر نیست.
نسلی که خود در گرماگرم انقلاب حاضر بود، سالهایی پر وحشت را تجربه کرد. سالهایی که در خیابانهای جمهوری اسلامی ترس از توسری هر زنی را، هر قدر هم که مخالف حجاب بود، زیر روسری برد. آنها به خود تلقین کردند که حجاب اجباری از “کوچکترین” مشکلات است.
سالها طول کشید تا جامعه نفسی کشید. روپوشها کوتاهتر شدند، روسریها نصف، یک سوم و یکچهارم و بالاخره تقریبا به شالگردن تبدیل شدند. ساپورت موضوع بحث نمایندگان مجلس شد. فصل بنرهایی رسید که زن بیحجاب را “شکلات” بدون بستهبندی کرد که خرمگس رویش نشسته است.
این “کوچکترین” مشکل آیا از “بزرگترین” نگرانیهای جمهوری اسلامی است؟ یا ممکن است در مقابل خواست بخش وسیعی از مردم کوتاه بیایند؟ مخالفت زنان و مردان علیه حجاب اجباری چقدر گسترده است؟ تا کجا ادامه پیدا میکند و آیا با دستگیری کسانی که علنی با آن مخالفت میکنند، خاموش میشود؟
حالا اگر عربستان بود، یک چیزی…
اولین مخاطب:
«ببین، حالا اگر وضع اقتصاد خوب بود، بهداشت خوب بود، هوا خوب بود، زمین خوب بود، مثل زنای عربستان رفاه داشتیم یک چیزی. ولی اینا چی به ما دادند که حالا توقع دارن به سازشون برقصیم؟»
دومین مخاطب:
«وقتی نون ما را جمهوری اسلامی نمیتونه بده، شوهر و پدر هم نمیتونن بدن و باید کلفتی کنم، خوب چرا باید چارقد سرم کنم؟ عقیده اونا آسایش داده؟ امنیت داده؟ اگه اینو سرم کنم، دیگر لازم نیست برم کلفتی؟»
سومین مخاطب:
«من نه روی جعبه رفتم و نه میرم. ولی میفهم چی میگن. دردشون رو میفهمم. همسن دخترام هستن. اصلا چی میخوان از جون بچههای ما؟ دختر همینایی که اسمشون رو گذاشتن اصولگرا و اصلاحطلب، خودشون بی روسری هستن خانوم. میشنوین؟ بیروسری!»
این نقل قولها تنها بخش کوچکی از صحبتهایی تلفنی با زنانی در سنین مختلف است. از آن بخشی که مسئلهاش “نان” است و “نه سیاسی”.

کار گرافیکی منتشرشده در شبکههای اجتماعی
ماهیت این حرکت چه بود؟
هنوز کسی نمیداند اولین “دختر خیابان انقلاب” که بالای سکو رفت و روسریاش را پرچم کرد، چه در سر داشت و چه پیامی میخواست به جامعه بدهد. هنوز هیچ رسانهای با او حرف نزده است. ولی وقتی حرکت این دختر تکرار شد، همه آن را به آغاز یک حرکت جدید در مخالفت با پوشش اجباری تعبیر کردند و سیاسی شد.
سراغ یکی از فعالان زن در ایران میروم که نمیخواهد ناماش آورده شود. میگوید: «دلیل این که این حرکت به سرعت سیاسی شد این است که امر سیاسی در ایران عبایش خیلی پت و پهن است. یعنی زمانی که زن خود به عنوان یک امر سیاسی مطرح میشود، هر اتفاقی در رابطه با او بیافتد، تبدیل به موضوع سیاسی میشود. واقعیت این است حرکت ویدا (اولین دختر خیابان انقلاب) یک بغض خفته را ترکاند.»
اما این حرکت چه چالشهایی را در برابر نیروهای مختلف جامعه ایجاد کرده است؟ در برابر حکومت، اصولگرایان، اصلاحطلبان و کنشگران زن؟
فعال زن از ایران میگوید: «این حرکت شکافی عمیق در میان تمام نیروها به وجود آورد. به موضعگیری زنان اصلاحطلب نگاه کنید. به آنچه مثلا آذر منصوری میگوید، در مقابل فاطمه راکعی. حتی در میان اصولگرایان هم هستند چهرههایی که ساییده شدهاند و دیگر زمختی سالهای گذشته آنها را نمیبینیم.»
آذر منصوری، فعال حوزه زنان و از چهرههای اصلاح طلب، گفته است: «به نظرم ربط این اعتراض مدنی که اشکال ونمادهای مختلف پیدا و پنهان دارد به بیرون از مرزها فقط و فقط پاک کردن صورت مسئله و فرار از پرسش مقدری است که پاسخی به آن داده نمیشود. کلید واژه این پاسخ را باید در تبعیضهایی دانست که زن را در رده شهروندان درجه دوم قرار میدهد.»
و فاطمه راکعی، دبیرکل “جمعیت زنان مسلمان نواندیش”، او هم اصلاحطلب، در محکومیت حرکت اعتراضی “دختران خیابان انقلاب” گفته است: «این برخوردها در شأن زنان فرهیختهی ما که عموماً برای آزادیهای مدنی و حقوق انسانی و اجتماعی تلاش میکنند، نیست.»

از: دویچه وله


