نصرت واحدی: نابخردی یا ایراسیونالیتی

شنبه, 4ام مرداد, 1404
اندازه قلم متن

از نصرت واحدی

چه کند کز پی دوران نرود چون پرگار             هر که در دایره گردش ایام افتاد

بطلمیوس حرکت کرات آسمانی را روی مسیر دایره ای می پنداشت. اما از دایره که زیبا ترین شکل اساسی است تنها مرکز و قطر آن معلومند. به این دلیل اهل محاسبات هندسی سعی کردند تا “اندازه محیط دایره” متناسب با اندازه قطرش باشد.

اما در کار اندازه گیری معیار هر چیزی می بایستی از جنس خود آن چیز باشد.

از آنجا که قطردایره از جنس خط ولی دایره قوسی است پس این تناسب نه راسیونال (خردگونه) بلکه ایراسیونال (نابخردانه) باعدد مرتبط شد.  دشواری ایکه در هر گونه اندازه گیری حتی برای امور سیاسی نیز پیش می آید.

اما رابطه سلطنت طلبان ایران با پادشاه و سیاست رابطه ای عاطفی و نه سیاسی است. فردوسی می سراید :

“چه فرمان یزدان چه فرمان شاه”

البته در پی چنین باوری “تراژدی” که “گذر از عشق به جنایت و خیانت است” نیز پدید می آید (گفته ارسطو). این نکته همان واقعیتی که در دوقطره اشک چشم شاه فقید در فرودگاه شهر تهران تبلور یافت.

متأسفانه اسطوره های ایران غالبأ با دنیای واقعی سروکار ندارند. مثلأ داستان “رستم و اسفندیار” وجود دنیای واقعی را زیر علامت پرسش می برد.

شاید به این دلیل ایرانیان نمی توانند مانند یونانیان (هومر: ایلیا و اودیسه) از اسطوره های خود یاد کنند.

بیاد دارم روزى با پروفسور سودارشان هندى رئیس دانشکدهء فیزیک دانشگاه تکزاس گفتگوئی در بارهء ذرّات بنیادى داشتم. آنچه را که او بعنوان یک نظریه می آورد در فلسفهء هند باستان، به نام “اوپانیشادان”، سرچشمه داشت. او با وجد وشادی از “برهمن” واقعیت نهائی (روح) و از “آتمن” واقعیت فردی سخن میگفت.

همینطور در فرصتی که پیش آمده بود در شهر مونیخ “باروت” فیزیکدان ترک از دانشگاه “دنور” امریکا درباره نظریه نسبیتى سخنرانی داشت که مانند پیازساختمانىﻻیه اى داشت.

و باﻻخره باید به “انشتین” توجه نمود که نور را بصورت ذرّه مى انگاشت.

درکتب مذاهب سامى، شکل بهشت و جهنم مفصل شرح داده شده است، شرحى که فقط با شرایط موجود روى زمین خاکى مطابقت دارند. آب، شیر، عسل از امکانات کره ی زمین اند.

ملاحظه می فرمائید مردان و دانشمندان شهیر عالم مدام در چارچوب فرهنگ و اسطوره های خودشان نو اندیشی می کنند. زیرا فرهنگ ملات بهم پیوستگی مردم است.

البته ایرانیان نیز اسطوره ای مشابه وضع کنونی خود به نام “کاوه آهنگر” دارند. ولی کسی از آن سخن به میان نمی آورد. زیرا در”کاوه آهنگر” “مردم” پایه دگرگونی در کشور هستند. در حالیکه سلطنت طلبان ایران نه مردم بلکه پادشاه را اصل دگرگونی جامعه می شمارند. نمونه این دگرگونی را در تاریخ و در “انقلاب سفید” شاه فقید  مشاهده می کنید.

همینطور در قانون اساسی مشروطیت (که واژه غلطی است) تنها یکبار از مردم صحبت به میان می آید. معذالک با وجود اینکه در این قانون اساسی مدام از شاهزادگان و دین سالاران سخن میرود سلطنت طلبان ایران به آن صفت بهترین قانون اساسی می دهند.

نه تنها این بلکه آنها شاهزاده رضا پهلوی را با تجاربی که حدود نیم قرن از وی دارند “برگزیده ملت ایران” می شمارند. باوحود اینکه ایشان نه از رابطه خود با مردم بلکه از رابطه خویش با سران کشورها و با سپاه و بسیج سخن می گوید. در حالیکه دمکراسی حاکمیت مردم و نه یک شخص می باشد.

کالاهان انگلیسی میگفت ایرانیان همه جذب قدرت می شوند. این جذب قدرت را همه ایرانیان هنگامکه شاهزاده رضا پهلوی به اورشلیم رفت و سر خود را به دیوار “ندبه” کوبید دیدند.

شادروان دکتر اسد همایون برای سلطنت طلبان ارزشی قائل نبود. روزی کپی نوشته ای را از شاه فقید برایم فرستاد تا تحلیلی در باره آن بنویسم. اما خودش از این دنیا رفت و جایش برای همیشه خالی ماند.

دراین سند تاریخی که نشان دهنده زبان گویای “جان” است، آنچه که به آن اهل علم “هدفمندی”[۱] گویند مسئله مردم، رفاه آنها، میهن دوستی و از همه مهمتر تجارب و احساس مسئولیت جای ویژه خود را دارند. پسر رضاشاه این نوشته را که حاکی از نگرانی وی در باره پدرش می باشد که فردا می بایستی پادشاه بشود با حرارت و عشق به پدر بطور حیرت آوری به رشته تحریر کشیده است. به ویژه او بدرستی با توجه به کوششهای مداوم و موفق رضاشاه در دوران ریاست قزاقی خود و ایجاد آرامش و امنیت در کشور، منظم ساختن مالیه ورشکسته کشور در دوران نخست وزیریش معذالک وقایع نا مترقبه را نگران کننده در آینده می بیند. از قرار پدرش در روز ساعتها با پسرش در باره کارهای سیاسی کشور گفتگوداشته است. از این رو این پسر بخوبی می دانسته که پشت این صورت خشم آلود پدر کوهی از محبت و بردباری  با مردم و وطن پرستی نهفته است.

بطور خلاصه چنین به نظر می رسد رضاشاه به قدرت مردم باورداشته است و سعی وی این بوده که مردم را به قدرت خود آگاه سازد. برای رسیدن به این آگاهی او راهی جز سواد داشتن نمی شناسد.   

اما شرایط بین المللی و نابخردی متفکرین مملکت این فرصت تاریخی را به پرگار ایام سپرد تا بار دیگر طلسم “عدم اراده” را بر گردن مردم بیآویزد.

متأسفانه این عدم اراده در نهایت تبدیل به پذیرش زور بیگانه در کار مبارزه با ولایت فقیه شد.

مطلبی که به ندرت می توان در اقوام دیگری دید. یعنی همین اویوزیسیون نیم قرن سرگردان ایران بوسیله افرادی بد سرشت وغالبأ “سلطنت طلب” به دام سیاست دولتی که خیال ناممکن “اسرائیل بزرگ” را در سر می پروراند افتاد و در گرداب “دایره گردش ایام” افتاد.

این دایره گردش ایام سالهاست که در کلام “کشتار آدمیان و تخریب محیط زیست” تبلور دارد.

بر این پایه نیز دولت اسرائیل به همراهی متحد خود امریکا با حمله به میهنمان ایران و کشتن دانسته دولتمندان و نظامیان جمهوری اسلامی (قتل عمد) و بمباران شهرهای ایران و مناطق “غنی ساختن اورانیوم” فصل جدیدی را از تجاوز به حقوق ملتهای جهان گشود. فصلی که فصل عدم مسئولیت در برابر انسان و محیط زیست است. زیرا آنها خود میدانند که مردم این مناطق قرنها زیر تأثیر این تشعشعات هسته ای زجر و درد خواهند کشید. اکنون این سلطنت طلبان می توانند کلاهشان را بالاتر بکشند.

عجب اینکه این تجاوز از سوی متجاوزین به نام “حمله پیش گیرانه” و به مقصود “برکناری ولایت فقیه” نامقبول “مردم ایران” صورت گرفته است.

حمله پیشگیرانه زرورقی است که اسرائیل سالهاست برای پنهان ساختن میل خود به نابودی فلسطینی ها بکار می برد.

اما شاهزاده رضا پهلوی پس از نیم قرن کار بی ثمر نه در کشور پایگاه و تشکیلاتی برای مبارزه دارد و نه در بیرون از کشور ایرانیان را با یک چشم اندازی جانانه برای آینده متحد ساخته است و نه در کنار خویش نخبگان و هوشمندان را چون هاله ای گرد آورده که برایش در نبود مردم یک قدرت سیاسی باشند و نه توانسته ساختار ایران کنونی را به درستی بشناسد تا به قدرت و ضعف ولایت فقیه آگاه باشد.

این کمبودها سبب می شوند مبارزه ایشان برای آزادی ایران از استبداد مذهبی با مبارزه مردم در داخل کشور کوهرانس نباشد. نه تنها این بلکه مضافأ در بیرون از کشور گروههای مخالف رژیم کنونی نیز اشتیاق اتحاد باهم را از دست داده اند و هر کسی فریاد منم می زند. تفرقی که به نفع ولایت فقیه است. آشکار است که در چنین وضعیتی ایشان مجبور است گاه گاهی با مصاحبه بی روح و بی عمقی به موجودیت خود اصرار ورزد.

این عدم مبارزه جدی الزامأ سبب می شود که ایشان و طرهدارانشان نتوانند به شعار “زن، زندگی و آزادی” پاسخ بدهند. حال اینکه اگر ایشان بخواهند ناجی مرم باشند می بایستی میان خود و مردم گونه ای مکالمه راه می انداختند. درست در این مکاله راز استفاده از فرصتهای تاریخی نهفته است. هیچ رهبری بدون وجود این مکالمه نمی تواند انتظار داشته باشد که مردم با اشاره وی اقداماتی را در کشور انجام دهند.

از سوی دیگر گروههای طرف دار شاهزاده رضا پهلوی وی را “برگزیده مردم” می شمارند. عجب اینکه خود وی نه از رابطه با مردم بلکه رابطه با برخی از افراد بسیج و یا پاسداران می کند.

این عدم رابطه با مردم نمی تواند برای وی برگزیدگی بیافریند. بلکه او می بایستی با استفاده از فرصتهای تاریخی امر برگزیدگی خویش را انکار ناپذیرمی ساخت. مثلأ پس از بمباران ایران و پخش مواد رادیو آکتیو در شهرهائی چون اصفهان، نطنز، قم و تهران (قرنها گرفتاری) جلو می آمد و این بمبارانها را محکوم می نمود و حمایت خویش را از ملت ایران  اعلام می داشت. آنگاه ایشان حق داشت به برگزیدگی خویش مطمئن باشد.

از این گذشته شاهزاده رضا پهلوی خیال می کند کسی که با او کار می کند میان مردم اعتبارنیز می یابد. نه این یک اشتباه است. به عکس اعتبار ایشان تابع کسانی است که در اطرافش جمع می شوند. پدر و پدر بزرگ وی همیشه سعی داشتند متفکرین جامعه را به دور خود جمع کنند. از جمله پدروی کنفرانس سالانه رامسر را برپا کرد. من نیز سعی کردم سالانه برای ایشان سمینار برپا بکنم.

از همه مهمتر ما حق نداریم برای ۸۵ میلیون ایرانی در خارج از کشور یک برنامه سازندگی تهیه بکنیم. این یک دیکته بیش نیست. فردای ایران می بایستی بدست همه ایرانیان طراحی بشود.

جامعه مدنی امروز یک جامعه سیستمی است. سیستمها خودشان خود را می سازند کسانی که این مهم را نفهمیده اند هیچوقت هم نخواهند فهمید.

از این گذشته متفکرین ایران می بایستی بدانند اگراسرائیل افراد جنایت کار ایران را هدف قرار می دهد سه اصل اساسی را زیر پا می گذارد :

  1. هر جنایتکاری پس از محاکمه مجرم است
  2. این ملت ایران است که می بایستی خودش این کار را بکند
  3. نظم بین المللی را بهم می زند و در روی زمین بی قانونی را رایج میکند که اسمش دایره ایام است

البته با تجاربی که مردم از نظام سلطنت دارند نویسنده نظام جمهوری را بر سلطنت ترجیح می دهد. زیرا در نظام سلطنت قوانین منفی و در نظام جمهوری قوانین مثبت می باشند.

جولای ۲۰۲۵  نصرت واحدی

[۱] Intensionality


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.