حجم و ابعاد و سیستم چپاول اموال عمومی در جمهوری اسلامی

چهارشنبه, ۸ام بهمن, ۱۳۹۳
اندازه قلم متن

hamid-sadr

نحوه مصرف درآمدهای نفتی (در دوره احمدی نژاد بیش از ۷۰۰ میلیارد دلار) کم کم از پرده ابهام خارج میشود و بخاطر نگرانی ها و تضادهائی که در مدیریت سیاسی و اقتصادی نظام جمهوری اسلامی پدیدار شده، گروههای مختلفی که اموال ملی را جزو غنائم جنگی خود محسوب مینمودند را به جان هم انداخته است. البته در این میان باید نقش خوردن کفگیر به ته دیگ، خروج پولهای کلان برای گروههای تروریستی و ماجراجوئی های نظامی و ارزان شدن قیمت نفت را از نظر دور نداشت. گروههای چپاولگر که به جان هم افتاده اند نسبت به آینده خود و اموالی
که دزدیده اند نگران شده اند. حکایت گرگهای گرسنه است.

برای شناختن این گروهها که در پشت پرده عمل میکنند باید سرنخ ها را پیدا کرد. پیدایش ناگهانی چهره هائی مانند شهرام جزائری (لبو فروش سابق)، بابک زنجانی (راننده سابق بانک ملی) و محسن پهلوان (کباب فروش سابق) برای پیدا کردن سر نخها بسیار سودمند است. اینکه معاون اول رئیس جمهور (اسحاق جهانگیری) در مورد بابک زنجانی میگوید: “نمیدانم یک جوانی از کجا وارد سیستم ایران شد و هم اکنون دو میلیارد و هفتصد میلیون دلار در اختیار ایشان قرار گرفته است که اگر این پول به کشور باز گردانده نشود مایه روسیاهی خواهد شد”. سوالی که در مورد شهرام جزائری لبوفروش و محسن پهلوان صاحب کبابی نیز صدق میکند.

با بهت و حیرت شاهد این هستیم که چنین افرادی بدون داشتن سرمایه، بدون کمترین اطلاعی از فعالیت های کلان اقتصادی به ناگهان ظهور میکنند و در فاصله ۶ تا ۷ سال در راس مجموعه های اقتصادی قرار میگیرند که مستقیما در رابطه با دولت و بانک مرکزی و طرف حساب آنها محسوب میشوند. حجم سرمایه هائی که این سه نفر دارند مجهول است و حدس و گمان از مقدار اختلاس و دزدی است که به بیرون درز کرده است. برای مثال وقتی صحبت از اختلاس ۹۴ هزار میلیارد تومانی محسن پهلوان در میان است، باید به این نتیجه برسیم که اصل سرمایه بمراتب بیش از اینها بوده است.

در دنیائی که بیل گیتس بنیانگذار شرکت مایکروسافت در طی سی سال به یکی از بزرگترین ثروتمندان جهان تبدیل شد (۷۰ میلیارد دلار)، محسن پهلوان کباب فروش در عرض ۵ سال به چنان سرمایه ای دست پیدا میکند که فقط رقم اختلاس آن حدود ۲۳ میلیارد دلار است.

سوال اینست که این پول از چه طریق بدون کوچکترین فعالیت اقتصادی بین المللی و صنعتی جمع شده است؟ با در نظر گرفتن ۷۰۰ میلیارد دلاری که در دوران ریاست جمهوی احمدی نژاد از طریق فروش نفت عاید مملکت شده  و ۶۰۰ میلیارد دلار آن معلوم نیست در کجا خرج شده است، به این نتیجه میرسیم که سراغ منشاء پول را باید در میان کسانی جستجو نمود که مانند سه نفر نامبرده در ایران “کار اقتصادی” کرده اند.

تا کنون فقط این سه نفر را میشناسیم. اینکه چند نفر دیگر در کجا و به چه نحوی عمل کرده اند، بتدریج معلوم خواهد شد. با در نظر گرفتن توانائی ها، سن و تجربه و سواد این سه نفر به این یقین میتوان رسید که در اینجا ما با یک سیستم چپاول و غارت اموال ملی روبرو هستیم. به این ترتیب که گروههائی که در حکومت نفوذ دارند، برای غارت ثروت ملی و انتقال آن به حسابهای خود و احتمالا به بانکهای خارج از کشور از کسانی استفاده میکنند که در نقش “بلاگردان” وارد عمل میشوند و با این فعل و انفعالات پیچیده مالی به چپاول اموال عمومی، ظاهری مشروع می بخشند. برای ما عجیب نیست که هیچ یک از این سه نفر، چه در خارج و چه در داخل، حتی درصد کمی از این پول را صاحب نباشند. در طول مدتی که بابک زنجانی در زندان مورد بازجوئی قرار دارد، چهار وزارتخانه با وی کلنجار میروند تا اسرار بانکی و مصارف پولهای دریافت شده از دولت احمدی نژاد را برملا کند. اما تا کنون حتی به بخش کوچکی از این اموال نیز دسترسی پیدا نکرده اند.

واقعیت این است که چپاولگران اصلی سالهاست که بیت المال را به بانکهای مختلف انتقال داده اند و روشن کردن سرنوشت این پولها به پیدا کردن سرنخ های اصلی که افرادی چون بابک زنجانی از بیم جان خود در مورد آنها سکوت اختیار کرده اند، بستگی دارد. بابک زنجانی ها سرنوشت مه آفرید خسروی را بیاد می آورند که اعلام کرده بود، هفته ای به او وقت بدهند تا اسراری را که در سینه دارد فاش سازد که با حکم اعدام وی در عرض مدت کوتاهی و اجرای سریع آن، توفیق آن را نیافت.

عناصر پشت پرده چنان قدرتمندند و سیستم اختلاس و ارتشاء و غارت در نظام کنونی چنان صیقل یافته است که بعید بنظر میرسد ارگانهای حکومت حتی اگر بخواهند، قادر باشند، پولهای از دست رفته را دوباره به مملکت بازگردانند. بنا به ضرب المثل نغز فارسی که چاقو دسته خود را نمیبرد، انتظار از ارگانهائی مانند قوه قضائیه، مجلس شورای اسلامی، شورای نگهبان و بیت رهبری برای نور افکندن به مرداب فساد، توقعی است بیجا.

تا کنون نیز جز سر وصدا و تبلیغات عملی که نشان دهد رژیم در مبارزه با فساد نهادینه شده جدی است، مشاهده نشده است. قربانی کردن یک یا دو نفر از این باندها با اختلاس های نسبتا کوچک را باید حمل بر درگیری های جناحهای مختلف بر سر تقسیم غنائم جنگی دانست و نه بیشتر. آخرین مثال آن، ماجرای محاکمه رحیمی معاون اول احمدی نژاد است که مدتها بطول انجامید. او “فقط” بخاطر تقسیم مبلغ یک میلیارد و نیم تومان در میان نمایندگان اصولگرای مجلس، به پنج سال زندان محکوم شده است. افرادی چون سعید مرتضوی و صدها نفر دیگر همچنان دادگاهها را به ارگانهائی مسخره تبدیل کرده اند.

ابتدا باید سیستم اختلاس و دزدی را در جمهوری اسلامی شناخت و سپس در صدد برآمد عناصری را که در پشت پرده عامل اصلی این فساد بوده اند شناسائی نمود. امید ما باید این باشد که گرگها سر تقسیم غنائم جنگی به جان یکدیگر بیافتند و از این طریق به افشاگری علیه یکدیگر بپردازند. تنها در این صورت است که میتوانیم به موفقیت مبارزات ملی و غلبه بر فساد و جنایت امیدوار باشیم.

حمید صدر

۸ بهمن ۱۳۹۳ برابر ۲۸ ژانویه ۲۰۱۵


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.