ایران‌پرستی “تهوّع‌آور” کودتاچیان!

جمعه, ۱ام اردیبهشت, ۱۳۹۱
اندازه قلم متن

دلیل توجه ناگهانی دولت و حکومت به جزایر ایرانی “در این مقطع زمانی” چیزی نیست جز این‌که “دفاع از تمامیت ارضی ایران” می‌تواند احساسات میهنی را در ایرانیان تحریک کند تا در صورت وقوع جنگ، بقای ایران با بقای حکومت ضد ایرانی کنونی “هم‌سنگ” نشان دهد و ایرانیانی که برای دفاع از تمامیت ارضی خود به صحنه می‌روند، سربازان مدافع حاکمیت کنونی معرفی شوند.

چارچوب فکری رهبری جمهوری اسلامی اینگونه می گوید: “حالا که قرار است جنگی با غرب رخ دهد، خودمان به استقبالش می رویم و کشور را هم با خودمان به قهقرای نابودی خواهیم کشاند!” سطح عقلانیت حاکم بر ایران را می توان در لابلای سخنان رهبر توّهم زده اش و در لابلای سخنان رئیس دولت و رسانه هایش سنجید. عقلانیتی که معتقد است اگر یک گام به عقب برداریم، باید تا انتها به عقب برگردیم. استدلالی که می گوید اگر امیتازبخشی و حرج خاک و نفت ایران به متحدانی مثل چین و روسیه مؤثر نبود، دست به «انتحاری هزینه ساز» در منطقه خواهیم زد! و باید با استراتژی “تهدید در مقابل تهدید”، در هر سطحی که دشمن هجوم می کند با آن مقابله کنیم! وهمین اشاره رهبر کافی است تا مقامات حکومتی و دولتی و نظامی کشور، در هر سطحی که هستند بدون حداقلی از درایت و تدبیر، سخنانی تحریک آمیز بگویند و به جنگ لفظی با همسایگان و کشورهای دنیا دامن بزنند. موضوع این جنگهای لفظی «ایران» نیست، بقای این حاکمیت است و بس!
رهبری ایران می اندیشد اگر جنگی در راه است (که هست) اول اینکه آغازگرش باید مــا باشیم و به عبارتی ما باید «مشت اول» را بزنیم تا تعادل روانی دشمن را از بین ببریم و برنده جنگ باشیم. دوم اینکه باید «بستری ملی» برای جنگ احتمالی بسازیم تا مردم با اشتیاق در جنگ شرکت کنند و با حکومت همراه شوند! حکومت می اندیشد که در این صورت بازهم امکان تازه ای برای بقا و استمرار خود خواهد یافت. مقامات حکومتی به درستی می دانند «موضوع هسته ای» آنقدرها مورد توجه مردم نیست که بابت آن هزینه بدهند و اگر جنگی بر سر مسایل هسته ای دربگیرد، حکومت از سوی مردم حمایت چندانی نخواهد داشت. اتاق فکر حاکمیت می اندیشد بهترین بهانه ای که همه ایرانیان (و ای بسا مخالفان) را به صحنه حمایت از حکومت خواهد کشاند، نه موضوع هسته ای، بلکه موضوعی «ملی» و تمامیت ارضی ایران و وطن دوستی ایرانیان است! آنها به درستی دانسته اند که حتی شعارهای مذهبی هم قادر نیست مردم را به جبهه ها بکشاند! فساد گسترده در روحانیون و رهبری این حربه را از حکومت گرفته است. برای همین و در حالیکه کمربند تحریمها و فشارها دور گردن جمهوری اسلامی محکم و محکم تر می شود، مقامات تهران ناگهان به یاد سه جزیره محروم ایرانی در خلیج فارس می افتند که همواره محل مناقشه مرزی بوده است. به یکباره یاد جزایر ابوموسی و تنب کوچک و بزرگ می افتند که عمری را در محرومیت و بی توجهی سپری کرده اند. ناگهان «ناسیونالیسم!» می شود دغدغه و آرمان همان حاکمانی که سالهاست بر کشورمان چوب حراج زده اند و نفت و ثروتهایش را خرج بقای خود کرده اند. این مردم حتی زیر باتوم و گلوله هم، سرود “ای ایران، ای مرز پرگهر” خوانده اند. بنابراین، بهترین بهانه برای همراه کردن این ملت، دمیدن در احساسات ملی گرایانه آنهاست!

دلیل توجه ناگهانی دولت و حکومت به جزایر ایرانی “در این مقطع زمانی” چیزی نیست جز اینکه «دفاع از تمامیت ارضی ایران» می تواند احساسات میهنی را در ایرانیان تحریک کند تا در صورت وقوع جنگ، بقای ایران با بقای حکومت ضد ایرانی کنونی “همسنگ” نشان دهد و ایرانیانی که برای دفاع از تمامیت ارضی خود به صحنه می روند، سربازان مدافع حاکمیت کنونی معرفی شوند! شبیه آنچه با افتخارات ملی ایرانیان در جنگ هشت ساله کردند و همه را به حساب دفاع از حکومت و دین نوشتند.
اما ایرانیان هم مردم کم هوشی نیستند. مردم می اندیشند وقتی “روزنامه کیهان” هم بر موج احساسات وطن پرستی ایرانیان سوار می شود و در ابلهانه ترین نطریه، ادعای مالکیت(!) عربستان را هم به عنوان «یک استان ایران» مطرح می کند، تردید نباید کرد که حاکمیت کنونی “ریگی به کفش” دارد. سفر اخیر احمدی نژاد به جزیره ایرانی ابوموسی را هم در همین راستا ارزیابی می کنند. زیرا اگر احمدی نژاد به راستی دغدغه ایران داشت، کمی قبل از سفر به ابوموسی هنگامی که فریاد دردمند آن پیرمرد را در بندرعباس شنید که “من گرسنه ام! من گرسنه ام!” از شرمندگی سوء مدیریتی که کشور و مردمانش را به این ذلّت رسانده، بدرود حیات می گفت!
از سوی دیگر؛ شکی نیست که حکومت ایران برای فرافکنی مشکلات داخلی و برگرفتن نگاهها از انبوه گرفتاریهایی که دارد، به ساختن بحران در خارج و جنگ لفظی با همسایگان جنوبی خود نیازمند است. احمدی نژاد فریادهای مردم فقیر را نشنیده می گیرد و به ابوموسی می رود تا فریادهای میلیونها شهروند فقیر و خسته مانند او، در سروصداهای مقامات اماراتی محو شود. بدین ترتیب “ژست ایران دوستی” احمدی نژاد می تواند برخلاف خواسته ایرانیان به کار گرفته شود و عملا” باعث برون ریزی مشکلات داخلی و فرافکنی بحرانهای کشور به مشاجرات لفظی با همسایه شود.

چنین است که احمدی نژاد “ایران پرست” می شود و بر گردن “کوروش” چفیه بسیجی می آویزد و در این وانفسای بحرانها، ناگهان همه دلتنگ ابوموسای محروم و تنب کوچک و بزرگ می شوند! برای تحریک احساسات ملی(!) روزنامه کیهان که دشمنی آشکاری با ایران و مفاخر ملی ایرانیان داشته و دارد، وارد میدان می شود تا بخت خود را در این ورطه بیآزماید. این روزنامه که به نوعی سخنگوی بیت رهبری است، ناگهان عربستان را هم «یک استان ایران» می نامد و با ادعایی کودکانه، برای سفر استانی(!) رئیس جمهوری اسلامی به استانهای عربستان و امارات یک «انشاءالله تأیید آمیز» می گوید! [۱]

در حقیقت، پشت این «وطن پرستی تهوع آور» روزنامه کیهان که تریبون حاکمیت و بیت رهبری است، و پشت اقدامات و سخنان «ایران پرستانه!» احمدی نژاد، هیچ خیری برای ایران و ایرانیان و هیچ نشانی از علاقه به حفظ خاک ایران وجود ندارد. آنچه در این بحران سازیها ممکن است آسیب ببیند، خاک ایران و تمامیت ارضی کشور است. تا همین حالا، مقامات ایران مجبور شده اند وعده «مذاکره درباره سه جزیره» را به امارات بدهند و آمریکا هم متأسفانه با این مذکرات موافقت کرد است! مذاکره درباره مالکیت بدیهی ایران بر سه جزیزه، پیش مقدمه پذیرش «تردید در مالکیت» آن از سوی ایران است! و این آغاز معامله کثیف بخش دیگری از خاک ایران، برای بقای حاکمیت کنونی است. شبیه آنچه که در کاهش سهم ایران در دریای خزر و واگذاری آن به روسیه رخ داد و دیگر صدایش هم در نیامد!

باید بسیار مراقب باشیم و این بار با “طناب وطن پرستی” ، تبدیل به ابزاری برای بقای حکومتی که با مفهوم ایران و وطن بیگانه است نشویم. فریب “ناسیونالیست تهوع آور” حکومت استبدادی و دولت کودتایی اش را نخوریم. دفاع از تمامیت ارضی ایران، وظیفه همه ما ایرانیان است اما باید با «جداسازی مشخص خط ملت و حکومت» و با دقت و ظرافت انجام شود. مبادا در زمین حکومت بازی کنیم!
پی نوشت:
[۱] متن زیر، گفت و شنود روز چهارشنبه ۳۰ فروردین روزنامه کیهان (ارگان بیت رهبری) است که صراحتا” از عربستان و امارات به عنوان استانهای کشور نام می برد تا علاوه بر مشاجره کنونی با امارات، عربستان را هم وارد منازعه کند:
سفر استانی!
گفت: علاوه بر حاکم امارات، حاکم عربستان هم به حضور رئیس جمهور کشورمان در جزیره ابوموسی اعتراض کرده است!
گفتم: چرا؟! واسه چی؟!
گفت:خب حیوونکی ها حق دارند! از احمدی نژاد گله کرده اند که چرا در سفرهای استانی خود هنوز به عربستان و امارات سفر نکرده است!
گفتم: چیزی که عوض دارد، گله ندارد. انشاءالله احمدی نژاد در سفرهای بعدی خود به دو استان عربستان و امارات هم سفر می کند.
گفت: ولی استانداران عربستان و امارات می ترسند که با توجه به تحولات و انقلاب های اسلامی منطقه تا چند ماه دیگر توسط مردم این دو استان از پست استانداری عزل شده باشند.
گفتم: چه فرقی می کند؟! چون بر فرض محال اگر تا سفر بعدی رئیس جمهور هم دوام بیاورند و مثل حسنی مبارک توسط مردم به درون قفس انداخته نشوند به احتمال زیاد احمدی نژاد به روش مخصوص خود هر دو را عزل می کند!] / کیهان چهارشنبه ۳۰ فروردین ۹۱

فرصت نوشتن/ روزنوشته های بابک داد
http://www.babakdad.blogspot.com
فیس بوک بابک داد
http://www.facebook.com/babakdad.page
از: سایت گویا


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.