عطا محامد: داستان مبهم حمله اسراییل به سران قوا؛ روایت «معجزه»، سناریوی «براندازی»

سه شنبه, 28ام مرداد, 1404
اندازه قلم متن

عطا محامد

ایران وایر، عطا محامد، پژوهش گر علوم سیاسی

جزئیات نشان می‌داد که به‌احتمال‌زیاد جایی که مورد هدف قرار گرفته است، شهرک «شهید باقری» بود که پیش از آن ویدیوهای مربوط به حمله به تپه‌های این منطقه بسیار بازتاب یافته بود. 

 

حمله به جلسه شورای عالی امنیت ملی در ۲۶ خرداد، یکی از مبهم‌ترین و پر حاشیه‌ترین رویدادهای جنگ ۱۲ روزه اخیر بود؛ رویدادی که نخستین بار به‌طور غیررسمی از زبان یک مدیر صداوسیما مطرح شد و سپس با روایت‌های ضدونقیض و قطره‌چکانی مسوولان و رسانه‌های حکومتی ادامه پیدا کرد. آنچه در ابتدا شایعه‌ای مبهم به نظر می‌رسید، امروز به یکی از مهم‌ترین نقاط اختلاف در روایت رسمی از جنگ بدل شده است.

هنوز هم مقامات جمهوری اسلامی هرازگاهی جزئیات تازه‌ای از آن روز فاش می‌کنند، اما این اطلاعات به‌جای روشن کردن ماجرا، بیشتر بر ابهام آن افزوده است. روایت‌ها در دو قطب متضاد شکل‌گرفته‌اند؛ برای عده‌ای این ماجرا معجزه‌ای در نجات مقامات بود و برای برخی دیگر حادثه‌ای بی‌اهمیت که حتی با مرگ هم‌زمان سران قوا هم کشور را فلج نمی‌کرد؛ اما ورای این تضادها، یک تعبیر پررنگ‌تر در روایت رسمی سر برآورده است، بسیاری از مقامات بالای نظام بر این باور هستند که هدف اصلی این حمله، براندازی جمهوری اسلامی بود. 

از جلیلی تا پزشکیان؛ پازل نیمه‌تمام حمله ۲۶ خرداد

گفته‌های «محسن حاجی میرزایی»، مسئول دفتر رییس‌جمهور ایران در ۲۴ مرداد، بار دیگر توجه‌ها را به حمله اسراییل به جلسه سران قوا جلب کرد؛ رویدادی که هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد. ماجرا نخستین بار سوم تیرماه از زبان «وحید جلیلی»، قائم‌مقام صداوسیما، علنی شد. او گفت: «یک ساعت قبل از زدن صداوسیما، جلسه سران قوا را زدند که الحمدلله به شکل معجزه‌آسایی نجات پیدا کردند.» سخنی کوتاه که پرده از یکی از مهم‌ترین لحظات جنگ ۱۲ روزه برداشت، بی‌آنکه جزییاتی داشته باشد. فردای آن روز، «مصطفی خوش چشم»، کارشناس صداوسیما، همین جمله را تکرار کرد، بی‌آنکه نکته تازه‌ای بر آن بیفزاید.

همین تکرارهای مبهم، پرسش‌های بسیاری به وجود آورد. نخستین واکنش سیاسی حکومتی از سوی «مالک شریعتی»، نماینده مجلس، در شبکه ایکس بود؛ او نوشت: «این حمله تعرض مستقیم به رئیس‌جمهور منتخب و رییس مجلس است و باید ازنظر حقوقی و سیاسی پیگیری شود.» اما در همان زمان، دفتر رئیس‌جمهور سکوت کرد و «سید مهدی طباطبایی»، معاون ارتباطات پزشکیان، باوجود سوال مستقیمی که از وی شده بود حاضر نشد ماجرا را تأیید یا تکذیب کند. این سکوت تنها بر ابهام ماجرا افزود تا اینکه نام‌های سنگین‌تر وارد صحنه شدند.

اولین کسی که روایت جلیلی را تایید کرد «علی لاریجانی» بود که اکنون دبیر شورای عالی امنیت ملی است. او در ویدئویی که به جمع‌بندی ۱۲ روزه جنگ پرداخته، گفت: «اسراییل قصد داشت پس از هدف قرار دادن سران قوا، به سراغ رهبری برود.» روز ۱۲ تیر «محسن رضایی»، عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: «شورای امنیت را بمباران کردند، ۶ نقطه جایی که جلسه شورای امنیت در آن برگزار بود بمب خورده است.» وی اعلام کرد که کسی آسیب ندید.

نقطه عطف در مورد جزییات ماجرا، ۱۶ تیر رقم خورد، چراکه «مسعود پزشکیان»، رییس‌جمهور ایران این خبر را به‌صراحت تایید کرد. وی که با «تاکر کارلسون» مجری سابق فاکس‌نیوز، مصاحبه می‌کرد در مواجه با سوال کارلسون که از او پرسیده بود «آیا بر این باور هستید که دولت اسراییل تلاش کرده است جنابعالی را ترور کند؟» گفت: «تلاش شد و اقدام هم صورت گرفت، اما باور ما این است که اگر خدا بخواهد، انسان زنده می‌ماند.» او باوجود پرسش مجدد مجری توضیح اضافه نداده و صرفا به گفتن این سخنان بسنده کرد که «ما در جلسه‌ای داخلی مشغول مرور برنامه‌ها بودیم که – بر اساس اطلاعاتی که از جاسوس‌هایشان گرفته بودند – منطقه‌ای را که در آن حضور داشتیم، بمباران کردند.»

پس‌ازاین مصاحبه بود که اطلاعات بیشتری توسط رسانه‌های وابسته به حکومت منتشر شد. خبرگزاری «فارس»، روز ۲۱ تیر در متنی کوتاه نوشت: «پیش از ظهر روز دوشنبه ۲۶ خرداد، درحالی‌که جلسه شورای عالی امنیت ملی با حضور روسای سه قوه و دیگر مقامات ارشد در طبقات زیرین یک ساختمان در غرب تهران در حال برگزاری بود، حمله آغاز شد.» این خبرگزاری می‌گوید «مدل این حمله مشابه عملیات ترور شهید حسن نصرالله طراحی‌شده بود. مهاجمان با شلیک ۶ بمب یا موشک، ورودی‌ها و خروجی‌های ساختمان را هدف قراردادند». در ادامه ماجرا و «پس از انفجارها، برق طبقه قطع می‌شود، اما مسوولان با استفاده از یک دریچه اضطراری که از قبل پیش‌بینی‌شده بود، خود را به بیرون از ساختمان رساندند. برخی از مسوولان ازجمله رییس‌جمهور در حین خروج دچار جراحات مختصری در ناحیه پا شدند.» این خبرگزاری همچنین احتمال وجود عامل نفوذی را مطرح کرد.

این جزئیات نشان می‌داد که به‌احتمال‌زیاد جایی که مورد هدف قرار گرفته است، شهرک «شهید باقری» بود که پیش از آن ویدیوهای مربوط به حمله به تپه‌های این منطقه بسیار بازتاب یافته بود. موردحمله قرار گرفتن این شهرک، توسط رییس سازمان هلال‌احمر ایران نیز مورد تایید قرار گرفت. وی در یک نشست خبری توضیح می‌دهد: «رسیدم آنجا… دیدم بله جلسه سران قوا بود، فضایی ایجاد شد که عزیزان را نجات دادند.» وی اما می‌گوید اسراییل قصد ادامه حمله داشت چراکه بعد از رفتن آن‌ها نیز موشک دیگری کنار آمبولانس این سازمان فرود آمد.

سایت خبری «نورنیوز» نیز تقریبا گزارشی نظیر فارس منتشر کرده و گفته بود: «دشمن با استفاده از چندین پرتابه انفجاری و باهدف قطع مسیرهای فرار، اقدام به شلیک به اطراف ساختمان کرده است. به‌رغم آنکه مسیرهای اضطراری برای خروج پیش‌بینی‌شده بود.» این خبرگزاری نیز پرسیده بود «آیا چگونگی تعیین زمان دقیق جلسه، محل برگزاری، تعداد خروجی‌ها و حتی دریچه اضطراری، بدون وجود «عامل نفوذی» در سطح میانی امکان‌پذیر است؟»

حمله‌ای با برآوردهای متفاوت

ادعای وجود نفوذی در سخنان «عباس امیری فر»، مشاور فرهنگی نهاد ریاست جمهوری در دولت احمدی‌نژاد، با شدت بیشتری مطرح شد. او گفت: «معلوم است نفوذ از داخل است» وی می‌گوید چه کسی می‌دانست که اعضای شورای عالی امنیت ملی قرار است دورهم جمع شوند؟ وی تاکید می‌کند «معجزه اتفاق افتاد که این‌ها شهید نشدند» وی معجزه را عمل نکردن «بمب آخر» دانست. او می‌گوید رئیس‌جمهور پایش آسیب‌دیده و مشکل قلبی پیدا کرد و تاکید می‌کند کسانی که آنجا بودند اشهد خود را خوانده بودند. وی توضیح می‌دهد که سران کشور از سوراخ ایجادشده بین آوارها فرار کرده و بیرون می‌روند. این نکته آخر را پزشکیان و مسئول دفترش نیز تایید کرده‌اند.

امیری فر بعد از دادن این اطلاعات نسبت به عواقب احتمالی پس‌ازاین رویداد می‌گوید «خوشبختانه» مملکت قائم به شخص نیست و مرگ احتمالی افراد در جلسه اتفاقی در مملکت به وجود نمی‌آورد. همین رویکرد را «غلامحسین محسنی اژه‌ای» رییس قوه قضاییه نیز داشت. وی در گفتگویی که ۳۱ تیرماه از او منتشر شد در پاسخ به سوالی در مورد چگونگی تداوم کشور پس‌ازاین حمله می‌گوید: «گیرم که در آن روز سران قوا مورد هدف قرار می‌گرفتند، فکر می‌کنید آیا کشور فلج می‌شد؟» وی در پاسخ با اشاره به جانشین‌های معرفی‌شده در سپاه توضیح می‌دهد که اتفاقی در کشور نمی‌افتاد. او حتی تاکید می‌کند پس‌ازاین حمله جلسات دیگری انجام شد و کسی به پایگاه امن نرفت.

پزشکیان ضمن آنکه موضوع «نفوذ» را کم‌اهمیت‌تر جلوه داد و آن را پدیده‌ای عادی در همه کشورها دانست، بر شکنندگی کشور در برابر مرگ احتمالی سران تأکید کرد. پزشکیان اول مرداد در گفتگو با شبکه الجزیره می‌گوید: «آنچه شما از آن با عنوان نفوذ یاد می‌کنید، طبیعتا محل تردید نیست. همه دولت‌ها در همه کشورها، شبکه‌هایی دارند… از نگاه من موضوع اصلی نفوذ به‌تنهایی نیست؛ بلکه عامل موثرتر، تکنولوژی است.» او سعی می‌کند که موضوع را از سطح فرد نفوذی خارج کند. «احمد وحیدی»، مشاور فرمانده کل سپاه پاسداران با پزشکیان هم‌نظر است. وی درباره نفوذ اطلاعاتی در ماجرای لو رفتن جلسه سران قوا، تأکید کرد: «دشمن عمده اطلاعات خود را از طریق فناوری، سامانه‌ها و ماهواره‌ها به دست می‌آورد. او با اشاره به تجربه‌های پیشین چون ترور شهید فخری‌زاده، نقش ابزارهای تکنولوژیک را پررنگ‌تر از عوامل نفوذی دانست و گفت شناسایی نقاط هدف، کار پیچیده‌ای برای دشمن نیست.»

اما در موضوع تغییر وضعیت کشور بعد از حمله به سران پزشکیان توضیح می‌دهد: «اگر در جریان آن بمباران، ما شهید می‌شدیم، برای خودمان فوز بزرگی بود، اما کشور را این نامردها به هم می‌ریختند. چراکه در آن جلسه، تمام سران قوا، فرماندهان ارشد و چند تن از وزرا حضور داشتند. اگر این اتفاق می‌افتاد، مردم ما بسیار ناامید می‌شدند.»

به نظر می‌رسد که پزشکیان بر این‌که در صورت کشته شدن سران وضعیت کشور دگرگون می‌شود اهمیت زیادی قائل است چراکه وی در جای دیگری می‌گوید: «اگر این حمله به نتیجه رسیده بود کشور در عرصه مدیریت با مشکل جدی مواجه می‌شد، این اتفاق باعث شد بیش از همیشه به این فکر بیفتیم که تا حد امکان قدرت و مسوولیت‌ها توزیع شوند تا اگر خدایی ناکرده مشکلی برای مسئولان کشور به وجود آمد، اداره امور مختل نشود.»

هدف اسراییل براندازی بود!

بسیاری از مقامات و کارشناسان نزدیک به جمهوری اسلامی، حمله اسراییل به جلسه شورای عالی امنیت را تلاش برای براندازی جمهوری اسلامی دانسته‌اند. ازجمله، «مهدی شکیبایی» که در اوایل تیرماه گفته بود: «هدفشان این بود که با حذف سران، نوعی خلأ و سردرگمی در کشور به وجود بیاورند. سپس با سوارشدن بر موج برخی نارضایتی‌های اقتصادی و معیشتی، مردم را علیه نظام تحریک کرده و از دل این آشوب‌ها، پروژه براندازی را محقق کنند اما آنچه رخ داد، خلاف تحلیل‌ها و محاسبات آن‌ها بود. ملت ایران، پشت‌به‌پشت نظام، دولت، وطن و سربازانشان ایستادند.»

این ایده به نظر می‌رسد که ایده مرکزی جمهوری اسلامی است چراکه در زبان لاریجانی که در ۸ تیر نیز سخن گفته بود بر این موضوع تاکید شده بود: «آن‌ها جلسه شورای عالی امنیت ملی و سران قوا را کشف کرده بودند و می‌خواستند همه آن‌ها را با بمباران از بین ببرند.» 

پزشکیان هم بر این موضع تاکید داشته و می‌گوید: «از نگاه من، هدف اصلی ایجاد ناآرامی و تشنج در کشور بود؛ بمباران از یک‌سو، زدن فرماندهان از سوی دیگر، با این تصور که ایران ازنظر دفاعی فلج خواهد شد و در ادامه، مردم دست به اعتراض خواهند زد؛ و هم‌زمان، در هر منطقه‌ای، قومیت‌ها بلند خواهند شد و خواستار مناطق خودمختار خواهند شد.»

اواخر مرداد، این قاب حکومتی یک لایه سیاسی-بین‌المللی هم پیدا کرد. «حسن روحانی» در نامه‌ای (۲۳ مرداد) مدعی شد طرحِ مشترک آمریکا و اسراییل، «جنگ چهارروزه» ای بود که قرار بود به «پیروزی روز پنجم» ختم شود؛ به روایت او، دوشنبه‌ای که برای زدن «سران سه قوه و جلسه شورای عالی امنیت ملی» طراحی‌شده بود ناکام ماند تا جایی که حتی به برخی کشورهای اروپایی و شرقی «پایان کار در دوشنبه» خبر داده‌شده بود و «ترامپ نشست جی-۷ را ترک کرد» تا به گمان خودش «پیروزی سه‌شنبه را در کاخ سفید جشن بگیرد». در این قاب، حمله شکست خورد، اما خودِ روایت، چارچوب نهایی حکومتی را تثبیت کرد: ضربه‌ای برای «قطع سر» و باز کردن راه بی‌ثباتی که به‌زعم مقام‌ها، به دلیل ایستادگی داخلی و خطای محاسباتی «آن‌ها» به نتیجه نرسید.

 

 


به کانال تلگرام سایت ملیون ایران بپیوندید

هنوز نظری اضافه نشده است. شما اولین نظر را بدهید.