دکتر عبدالستار دوشوکی

فردوسی در بخش ۲۲ شاهنامه، در داستان رستم و اسفندیار، میگوید:
مبادا چنین هرگز آیین من / سزا نیست این کار در دین من
که ایرانیان را به کشتن دهم / خود اندر جهان تاج بر سر نهم
رضا پهلوی در گفتوگویی با CBS News و در پاسخ به پرسش نورا اودانل درباره پاسخگویی و مسئولیت فراخواندن مردم به خیابانها، با وجود افزایش شمار کشتهشدگان اعتراضات، بدون درایت سیاسی گفت: «این یک جنگ است و جنگ تلفات دارد»، و در عین حال انکار کرد که او فراخوان داده است و از پذیرش هرگونه مسئولیت شانه خالی کرد. در یک جمله، ایشان مرتکب دو خطای راهبردی شد: نخست اینکه معنای «جنگ» را نمیداند. دوم اینکه ادعای رهبری دارد اما هیچ مسئولیتی نمیپذیرد (حتی مسئولیت سخنان و فرمانهای خود). چنین رویکردی بهطور اجتنابناپذیر صلاحیت هرگونه نقش رهبری یا سخنگویی یک جنبش را سلب میکند. بر اساس تعریف علمی و آنچه در ویکیپدیا آمده است، «جنگ» یک درگیری شدید مسلحانه میان دولتها، حکومتها و گروههای شبهنظامی مسلح است؛ نه وضعیتی که یک طرف با تیربار، مسلسل، توپ، تانک، دستگیری، شکنجه، زندان و اعدام روبهرو باشد و طرف دیگر تنها با یک گوشی دستی (موبایل)، آن هم بدون اینترنت. این وضعیت «جنگ» نیست، بلکه «قتلعام بیگناهان» است.
چنین تصمیمات نادرست و فرستادن بیگناهان به مسلخ، معمولاً حاصل عملکرد فرماندهان کمتجربه یا شخصیتهای سیاسیِ دارای سابقه است؛ نمونههای آن را میتوان در عراق و ایران مشاهده کرد. فرماندهان ناآگاه سپاه در جنگ ایران و عراق باعث کشته شدن هزاران سرباز ایرانی شدند؛ تا جایی که حتی خمینی پس از جنگ خواستار اعدام فرماندهان مقصر «شکست» در جنگ شد. دیروز در برنامه ای بنام هزینه های خونین مصادره گری به این موضوع پرداختم
دیروز، در کنفرانس مطبوعاتی رضا پهلوی، وقتی آقای رابرت تِیت از روزنامه گاردین از وی پرسید که خمینی نیز پیش از انقلاب وعدههای مشابهی میداد و چه تضمینی وجود دارد که شما نیز یک استبداد سلطنتی برپا نکنید، او پاسخ داد که «همه متخصصان (نویسندگان دفترچه اضطرار دوران گذار) اینجا هستند و جزئیات را به شما میگویند». سپس به «پروژه شکوفایی ایران» اشاره کرد که سال گذشته در قالب دفترچه اضطرار دوران گذار تدوین شده است و گفت: «بروید این برنامه را بخوانید؛ نمیدانم دقیقاً چند صفحه است، فکر میکنم حدود ۱۷۰ صفحه باشد.» توضیح: دفترچه اضطرار دقیقاً ۱۶۸ صفحه است که نگارنده بارها آن را در مقالات مختلف نقد کرده است؛ زیرا متأسفانه اکثر مردم عادی و حتی روزنامهنگاران (نسخه انگلیسی آن نیز موجود نیست) این دفترچه را نخواندهاند.
بر اساس بند ۴، بخش ۲، صفحه ۷ دفترچه مدیریت دوران اضطرار (قانون اساسی موقت دوران گذار)، نصب و عزل رؤسای همه نهادهای لشکری و کشوری، از جمله سه نهاد مقننه، مجریه و قضاییه (نهاد خیزش ملی، دولت گذار و دیوان گذار) و همچنین فرماندهان نیروهای مسلح، مطلقاً و منحصراً در ید قدرت رضا پهلوی است.
طبق بند ۲، بخش ۱، صفحه ۷ همان دفترچه، فهرست طولانی اعضای همه این نهادها از پیش مشخص شده و در اختیار رضا پهلوی قرار دارد و هیچکس، از جمله هزاران کشته اخیر، محرم این راز نبوده و نیست؛ یعنی نمیدانستند برای چه کسانی خون دادهاند و کشته شدهاند. افزون بر این، طبق صفحه ۷۴ دفترچه، بسیاری از این افراد «مقامات فعلی جمهوری اسلامی» خواهند بود. همچنین، رضا پهلوی دارای حق مطلق اعلام حکومت نظامی و تعطیلی احزاب و رسانههاست.
در بندبند مواد این دفترچه اضطرار، از ضمانت قانونی و تعهدنامه تضمینی برای عفو عمومی مطلق و ادامه کار نهادهای نظامی، امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی در نظام سلطنتی آینده سخن رفته است (صفحات ۲۶، ۲۸، ۶۸، ۶۹، ۷۰، ۷۵ و ۷۶)؛ یعنی همان کسانی که مرتکب قتلعام هولناک اخیر و کشتارهای گذشته شدهاند.
نتیجهگیری
موجسواری و رفتار ناشیانه رضا پهلوی و رسانههای طرفدار او، بهویژه برنامهاش برای دوران گذار و همچنین ده سال «استبداد منوّر» (دیکتاتوری مصلح و مطلقه)، بهروشنی نشان میدهد که اگر برخی بیگانگانِ حامی او با تبلیغات ۲۴ساعته موفق شوند وی را به مردم درمانده، بیپناه و مستأصل ایران تحمیل کنند، جامعه بار دیگر قربانی استبدادی تازه خواهد شد. از اینرو، روشنگری و آگاهیرسانی وظیفه همگانی ماست.
عبدالستار دوشوکی
شنبه ۱۷ ژانویه ۲۰۲۶